دوره 1 تا 3 سالگی که در روان شناسی رشد با عنوان دوره نوپایی (Toddlerhood) شناخته میشود، یکی از سریعترین مراحل رشد انسان است. در این دوره، کودک از موجودی که برای انجام بیشتر کارهای روزانه به والدین وابسته است، به انسانی تبدیل میشود که راه میرود، میدود، صحبت میکند و …
برای مشاهده تغییرات کودک در بازه سنی 1 تا 3 سال روی هر بازه سنی کلیک کنید
اگر نوزاد شما در برخی مهارتها تاخیر قابل توجه دارد یا علائم زیر را مشاهده میکنید، با پزشک یا متخصص مشورت کنید
در این بازه، سرعت رشد جسمی نسبت به سال اول زندگی کمی کمتر میشود، اما همچنان روند رشد قد، وزن و دور سر باید بهطور منظم در ویزیتهای کودک بررسی شود.
در این سن معمولاً:
به جای مقایسه کودک با همسالان، مهمتر از همه روند رشد او روی نمودار رشد است. اگر کودک بهطور مداوم در مسیر طبیعی رشد خود پیش برود، معمولاً جای نگرانی وجود ندارد.
یکی از هیجانانگیزترین اتفاقات این دوره، مستقل شدن کودک در حرکت است. بسیاری از کودکان در ۱۲ تا ۱۵ ماهگی اولین قدمهای خود را برمیدارند یا با اطمینان بیشتری راه میروند. البته زمان شروع راه رفتن در کودکان متفاوت است و تا ۱۵ ماهگی همچنان میتواند در محدوده طبیعی باشد.
با قویتر شدن عضلات پا و بهتر شدن تعادل، کودک دیگر فقط برای جابهجایی حرکت نمیکند؛ او راه میرود تا محیط را کشف کند، به اسباببازی مورد علاقهاش برسد یا شما را دنبال کند.
* چند قدم مستقل راه میرود یا راه رفتن را تمرین میکند.
* بدون کمک برای چند ثانیه میایستد.
* از حالت نشسته بهراحتی بلند میشود.
* برای برداشتن وسیله از روی زمین خم میشود و دوباره تعادلش را حفظ میکند.
* کنار مبل یا دیوار حرکت میکند (اگر هنوز مستقل راه نرفته باشد).
* وسایل را هنگام راه رفتن با خود حمل میکند.
نکته والدین: بعضی کودکان ابتدا با دستهای باز و پاهای کمی از هم فاصلهدار راه میروند. این حالت طبیعی است و با افزایش تعادل بهتدریج اصلاح میشود.
* هر روز زمانی را برای بازی روی زمین اختصاص دهید.
* اجازه دهید کودک با پای برهنه روی سطوح ایمن خانه راه برود.
* توپ را به سمت او بغلتانید تا برای گرفتن آن حرکت کند.
* اسباببازیها را کمی دورتر قرار دهید تا برای رسیدن به آنها قدم بردارد.
اگر تا پایان ۱۵ ماهگی کودک:
* هنوز برای ایستادن به کمک کامل نیاز دارد.
* هیچ تلاشی برای راه رفتن نشان نمیدهد.
* فقط از یک سمت بدن استفاده میکند یا حرکاتش نامتقارن است.
در ۱۲ تا ۱۵ ماهگی، کنترل کودک روی دستها و انگشتانش بیشتر میشود. او دیگر فقط اشیا را برنمیدارد، بلکه سعی میکند از آنها هدفمند استفاده کند؛ مثلاً با قاشق غذا بخورد، صفحات کتاب را ورق بزند یا روی کاغذ خط بکشد. این مهارتها پایه استقلال و یادگیریهای بعدی مانند نقاشی و نوشتن هستند.
* با انگشت شست و اشاره اشیای کوچک را برمیدارد.
* با مداد شمعی چند خط روی کاغذ میکشد.
* برجی با ۲ مکعب میسازد.
* صفحات ضخیم کتاب را ورق میزند.
* تلاش میکند با قاشق یا چنگال کودک غذا بخورد.
* اشیا را داخل ظرف میگذارد و دوباره بیرون میآورد.
نکته والدین: در این سن، ریختن غذا یا افتادن قاشق طبیعی است. هدف، کامل غذا خوردن نیست؛ بلکه تمرین هماهنگی دست و چشم است.
* مداد شمعی ضخیم و کاغذ در اختیار کودک قرار دهید.
* با مکعبهای بزرگ برج بسازید.
* اجازه دهید خودش با قاشق غذا بخورد.
* کتابهای مقوایی با صفحات ضخیم برایش تهیه کنید.
* بازیهای «داخل گذاشتن و بیرون آوردن» را انجام دهید.
اگر تا ۱۵ ماهگی کودک:
* از یک دست بهطور غیرعادی بیشتر استفاده میکند.
* نمیتواند اشیا را بهخوبی بگیرد.
* علاقهای به استفاده از دستها در بازی ندارد.
* مهارتهایی را که قبلاً داشته، از دست داده است.
در این سن، کودک با کنجکاوی فراوان محیط اطرافش را کشف میکند. او از طریق لمس کردن، امتحان کردن و تکرار، یاد میگیرد که اشیا چگونه کار میکنند و بین رفتارها و پیامدهای آنها ارتباط برقرار میکند.
* اشیای پنهان را جستوجو میکند.
* رفتار بزرگسالان را تقلید میکند.
* کاربرد بعضی وسایل مانند قاشق یا شانه را میشناسد.
* با اشاره، خواستههایش را نشان میدهد.
* دستورهای ساده مانند «توپ را بده» را بهتر درک میکند.
* برای رسیدن به اسباببازی، راهحلهای ساده پیدا میکند.
نکته والدین: اگر کودک یک وسیله را بارها روی زمین میاندازد، معمولاً در حال یادگیری مفهوم «علت و معلول» است، نه اینکه بخواهد شما را اذیت کند.
* کتابهای تصویری را با هم نگاه کنید.
* نام اشیا را تکرار کنید.
* اجازه دهید وسایل بیخطر را بررسی و کشف کند.
* بازیهایی مانند قایم کردن اسباببازی انجام دهید.
* فرصت دهید قبل از کمک گرفتن، خودش برای حل یک مشکل تلاش کند.
اگر کودک:
* به محیط اطراف کنجکاوی نشان نمیدهد.
* هیچ تقلیدی از رفتار دیگران ندارد.
* اشیای پنهان را جستوجو نمیکند.
* دستورهای بسیار ساده را متوجه نمیشود.
رشد شناختی کودک ۱۲ تا ۱۵ ماهگی
در این سن، کودک با کنجکاوی فراوان محیط اطرافش را کشف میکند. او از طریق لمس کردن، امتحان کردن و تکرار، یاد میگیرد که اشیا چگونه کار میکنند و بین رفتارها و پیامدهای آنها ارتباط برقرار میکند.
* اشیای پنهان را جستوجو میکند.
* رفتار بزرگسالان را تقلید میکند.
* کاربرد بعضی وسایل مانند قاشق یا شانه را میشناسد.
* با اشاره، خواستههایش را نشان میدهد.
* دستورهای ساده مانند «توپ را بده» را بهتر درک میکند.
* برای رسیدن به اسباببازی، راهحلهای ساده پیدا میکند.
نکته والدین: اگر کودک یک وسیله را بارها روی زمین میاندازد، معمولاً در حال یادگیری مفهوم «علت و معلول» است، نه اینکه بخواهد شما را اذیت کند.
* کتابهای تصویری را با هم نگاه کنید.
* نام اشیا را تکرار کنید.
* اجازه دهید وسایل بیخطر را بررسی و کشف کند.
* بازیهایی مانند قایم کردن اسباببازی انجام دهید.
* فرصت دهید قبل از کمک گرفتن، خودش برای حل یک مشکل تلاش کند.
اگر کودک:
* به محیط اطراف کنجکاوی نشان نمیدهد.
* هیچ تقلیدی از رفتار دیگران ندارد.
* اشیای پنهان را جستوجو نمیکند.
* دستورهای بسیار ساده را متوجه نمیشود.
شاید نام «مهارتهای اجرایی» کمی تخصصی به نظر برسد، اما این مهارتها پایه بسیاری از تواناییهای آینده کودک هستند؛ از تمرکز و یادگیری گرفته تا کنترل هیجان و حل مسئله. در ۱۲ تا ۱۵ ماهگی این تواناییها تازه در حال شکلگیری هستند.
کودک:
* چند دقیقه روی یک بازی تمرکز میکند.
* دستورهای ساده را به خاطر میسپارد.
* برای رسیدن به یک اسباببازی راههای مختلف را امتحان میکند.
* اتفاقهای تکراری روزانه را پیشبینی میکند.
* بین دو وسیله مورد علاقه یکی را انتخاب میکند.
* بازیهای ساده مثل قایم کردن اسباببازی انجام دهید.
* از کودک بخواهید وسیلهای را برایتان بیاورد.
* بین دو لباس یا دو میانوعده حق انتخاب بدهید.
* هنگام بازی، اجازه دهید خودش راهحل پیدا کند.
رشد زبان در این دوره معمولاً با سرعت بیشتری ادامه پیدا میکند. کودک علاوه بر درک بهتر صحبتهای اطرافیان، کمکم از کلمات برای بیان خواستههایش استفاده میکند.
* ۳ تا ۱۰ کلمه معنیدار میگوید.
* نام افراد یا وسایل آشنا را میشناسد.
* به درخواستهای ساده مانند «توپ را بده» پاسخ میدهد.
* با اشاره، تکان دادن سر یا صداها ارتباط برقرار میکند.
* سعی میکند کلمات جدید را تقلید کند.
* هنگام انجام کارهای روزانه با او صحبت کنید.
* برایش کتاب تصویری بخوانید.
* نام اشیا را بارها تکرار کنید.
* به جای حدس زدن خواستهاش، او را تشویق کنید با اشاره یا کلمه آن را بیان کند.
در این سن، کودک بیش از قبل به حضور دیگران علاقه نشان میدهد و از تعامل با والدین و اعضای خانواده لذت میبرد. او رفتار دیگران را با دقت مشاهده میکند و از طریق تقلید، مهارتهای اجتماعی را یاد میگیرد.
* برای جلب توجه لبخند میزند یا اشاره میکند.
* بازیهایی مانند «دالی» یا «بده–بگیر» را دوست دارد.
* رفتار بزرگسالان را تقلید میکند.
* ممکن است نسبت به غریبهها محتاط باشد.
* از تشویق و توجه والدین خوشحال میشود.
* زمانی را برای بازی دونفره اختصاص دهید.
* اجازه دهید با کودکان دیگر در محیط امن تعامل داشته باشد.
* رفتارهای مثبت مانند دست تکان دادن یا خداحافظی را تشویق کنید.
کودک حالا احساساتش را واضحتر نشان میدهد. خوشحالی، ترس، ناراحتی یا هیجان را با حالت چهره، صدا و رفتار بیان میکند، اما هنوز نمیتواند احساساتش را کنترل کند.
* از موفق شدن در انجام یک کار خوشحال میشود.
* هنگام جدا شدن از والدین ممکن است گریه کند.
* گاهی در برابر محدودیتها اعتراض میکند.
* برای آرام شدن به آغوش یا حضور مراقب نیاز دارد.
* احساسات کودک را نامگذاری کنید؛ مثلاً «میبینم ناراحت شدی».
* هنگام ناراحتی کنارش بمانید و او را آرام کنید.
* برنامه روزانه نسبتاً منظم داشته باشید.
۱۲ تا ۱۵ ماهگی، شروع علاقه کودک به انجام کارها بدون کمک دیگران است.
او ممکن است:
* بخواهد خودش غذا بخورد.
* در لباس پوشیدن همکاری کند.
* لیوانش را بردارد.
* برای شستن دستها دستش را جلو بیاورد.
* اسباببازیهایش را جمع کند (با کمک شما).
بهتر است فرصت تمرین را از او نگیرید، حتی اگر انجام کارها کمی بیشتر طول بکشد.
بیشتر کودکان در این سن به ۱۱ تا ۱۴ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارند؛ شامل خواب شب و یک یا دو چرت روزانه.
برای خواب بهتر:
* ساعت خواب ثابتی داشته باشید.
* قبل از خواب کتاب بخوانید یا لالایی بخوانید.
* از بازیهای پرهیجان و صفحهنمایش قبل از خواب خودداری کنید.
اکنون کودک میتواند بیشتر غذاهای سالم خانواده را، با بافت مناسب، بخورد.
برنامه کلی
* ۳ وعده اصلی
* ۲ میانوعده سالم
* آب در طول روز
* شیر مادر یا شیر مناسب سن، طبق توصیه پزشک
غذاهای متنوع شامل سبزیجات، میوه، غلات، لبنیات، گوشت، تخممرغ و حبوبات را بهتدریج در برنامه غذایی قرار دهید.
بهترین بازیهای این سن:
* مکعبسازی
* توپبازی
* کتاب تصویری
* بازی با عروسک
* جورچینهای ساده
* نقاشی با مداد شمعی
* بازیهای تقلیدی
* پنهان کردن اسباببازی
هدف از بازی در این سن، آموزش نیست؛ بلکه تجربه، کشف و لذت بردن است.
اسباببازیهای مناسب ۱۲ تا ۱۵ ماهگی:
* مکعبهای بزرگ
* توپ نرم
* کتاب پارچهای یا مقوایی
* لیوانهای تودرتو
* پازل دستهدار ساده
* عروسک
* اسباببازی هلدادنی
نیازی به اسباببازیهای پرنور و پرصدا نیست؛ اسباببازیهای ساده معمولاً فرصت بیشتری برای خلاقیت و یادگیری فراهم میکنند
بین ۱۵ تا ۱۸ ماهگی، کودک با اعتماد بیشتری محیط اطرافش را کشف میکند. اگر چند ماه قبل اولین قدمهایش را برداشته بود، اکنون راه رفتن به مهمترین ابزار او برای یادگیری تبدیل شده است. او به اتاقهای مختلف سرک میکشد، وسایل را جابهجا میکند، درِ کشوها را باز میکند و با آزمون و خطا سعی میکند بفهمد اشیا چگونه کار میکنند.
در این سن، رشد کودک فقط به یادگیری مهارتهای جدید محدود نمیشود؛ بلکه کیفیت استفاده از مهارتهای قبلی نیز تغییر میکند. او میتواند مدت بیشتری روی یک فعالیت تمرکز کند، تقلید هدفمندتری از بزرگسالان داشته باشد و از تجربههای گذشته برای حل مسئلههای ساده استفاده کند. همزمان، درک زبان معمولاً سریعتر از توانایی صحبت کردن رشد میکند؛ بنابراین ممکن است کودک بسیاری از حرفهای شما را بفهمد، اما هنوز نتواند آنها را با کلمات بیان کند.
یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره، افزایش میل به استقلال است. کودک دوست دارد خودش غذا بخورد، مسیر حرکتش را انتخاب کند یا کاری را بدون کمک انجام دهد. این تمایل، بخش طبیعی رشد اوست و به شکلگیری اعتمادبهنفس و احساس توانمندی کمک میکند. البته تواناییهای حرکتی، زبانی و هیجانی او هنوز کامل نیست؛ به همین دلیل ممکن است هنگام ناکامی زود ناراحت شود یا نتواند احساساتش را بهخوبی کنترل کند.
در این دوره، مغز کودک با سرعت زیادی در حال سازماندهی تجربههایی است که طی ماههای گذشته به دست آورده است. هر بار که کودک راه میرود، وسیلهای را امتحان میکند یا به صحبتهای اطرافیان گوش میدهد، شبکههای عصبی مرتبط با حرکت، زبان، حافظه و حل مسئله تقویت میشوند.
یکی از تغییرات مهم این سن، افزایش توانایی مغز در برقراری ارتباط بین تجربههای گذشته و موقعیتهای جدید است. برای مثال، اگر کودک یکبار یاد گرفته باشد که با فشار دادن دکمه اسباببازی صدایی ایجاد میشود، احتمال دارد همین تجربه را روی وسایل دیگر نیز امتحان کند. این رفتار نشان میدهد که او فقط اتفاقات را حفظ نمیکند، بلکه در حال کشف رابطه علت و معلول است.
رشد مغز در این سن بیش از هر چیز به تعامل با انسانها وابسته است. صحبت کردن، کتاب خواندن، بازی، آواز خواندن و پاسخ دادن به تلاشهای کودک برای برقراری ارتباط، نقش مهمی در شکلگیری مدارهای عصبی مرتبط با زبان، توجه و مهارتهای اجتماعی دارند. در مقابل، استفاده طولانیمدت از صفحهنمایش نمیتواند جایگزین این تعاملات شود؛ زیرا مغز کودک در این سن از ارتباط دوطرفه بیشترین یادگیری را دارد.
همچنین کودک بهتدریج میتواند مدت بیشتری روی یک فعالیت تمرکز کند و قبل از انجام یک عمل، برای چند لحظه به نتیجه آن فکر کند. این تغییرات، پایه شکلگیری مهارتهایی مانند برنامهریزی، کنترل رفتار و یادگیری در سالهای بعد هستند.
در سال دوم زندگی، سرعت رشد نسبت به سال اول کمتر میشود، اما بدن کودک همچنان بهطور پیوسته در حال تغییر است. عضلات قویتر میشوند، تعادل بهبود پیدا میکند و هماهنگی بین اندامها افزایش مییابد. بسیاری از والدین در این دوره متوجه میشوند که ظاهر کودک از یک نوزاد به یک نوپای فعال تغییر کرده است.
در این بازه، معمولاً افزایش قد و وزن ادامه دارد، اما ممکن است اشتهای کودک نسبت به ماههای قبل کمتر به نظر برسد. این موضوع اغلب طبیعی است و با کاهش سرعت رشد ارتباط دارد. آنچه اهمیت دارد، حفظ روند مناسب رشد در نمودارهای استاندارد است، نه میزان غذایی که کودک در یک وعده میخورد.
رشد دندانها نیز ادامه پیدا میکند و بسیاری از کودکان تا پایان ۱۸ ماهگی بین ۸ تا ۱۶ دندان دارند، اگرچه زمان رویش دندانها در کودکان متفاوت است. از این سن، مراقبت روزانه از دندانها اهمیت بیشتری پیدا میکند و مسواک زدن با مقدار بسیار کمی خمیردندان حاوی فلوراید، طبق توصیه پزشک یا دندانپزشک، میتواند آغاز شود.
* افزایش قدرت عضلات پا و تنه
* بهبود تعادل هنگام راه رفتن
* افزایش هماهنگی حرکات بدن
* رشد تدریجی دندانهای شیری
* کاهش نسبی سرعت افزایش وزن نسبت به سال اول
رشد جسمی کودک باید در کنار رشد حرکتی، شناختی و اجتماعی ارزیابی شود. به همین دلیل، پزشک در ویزیتهای دورهای تنها قد و وزن را بررسی نمیکند، بلکه روند کلی تکامل کودک را نیز مورد توجه قرار میدهد.
راه رفتن در این سن دیگر فقط یک مهارت جدید نیست؛ بلکه وسیله اصلی کودک برای کشف محیط است. او با اطمینان بیشتری حرکت میکند، مسیر خود را تغییر میدهد و برای رسیدن به اشیا از راههای مختلف استفاده میکند.
تعادل نسبت به چند ماه قبل بهتر شده است، اما هنوز کاملاً شبیه بزرگسالان نیست. کودک ممکن است هنگام چرخیدن یا توقف ناگهانی تعادلش را از دست بدهد یا هنگام دویدن گاهی زمین بخورد. این موضوع بخشی طبیعی از یادگیری حرکت است.
بسیاری از کودکان در این سن میتوانند:
* بدون کمک راه بروند.
* هنگام راه رفتن اسباببازی یا وسیلهای را حمل کنند.
* برای برداشتن وسیلهای از روی زمین خم شوند و دوباره بایستند.
* با کمک بزرگسال از پله بالا بروند.
* اسباببازیهای هلدادنی یا کشیدنی را حرکت دهند.
* روی مبلمان کوتاه بالا بروند.
این مهارتها علاوه بر رشد عضلات، نشاندهنده بهبود هماهنگی بین سیستم عصبی، بینایی و تعادل هستند.
* فرصت حرکت آزاد در محیطی ایمن فراهم کنید.
* بازی با توپ را در برنامه روزانه قرار دهید.
* مسیرهای کوتاه و ساده برای راه رفتن یا عبور از موانع نرم ایجاد کنید.
* اجازه دهید کودک وسایل سبک را حمل کند.
* تا حد امکان زمان بازی در فضای باز را افزایش دهید.
هدف از فعالیت بدنی در این سن، آموزش ورزش نیست؛ بلکه فراهم کردن فرصت برای تجربه حرکت، حفظ تعادل و شناخت بهتر بدن است.
همزمان با پیشرفت راه رفتن، مهارتهای دست نیز دقیقتر میشوند. کودک اکنون میتواند اشیا را با کنترل بیشتری بگیرد، جابهجا کند و برای انجام کارهای مختلف از هر دو دست بهصورت هماهنگ استفاده کند.
این پیشرفتها باعث میشوند کودک در فعالیتهای روزمره مانند غذا خوردن، ورق زدن کتاب یا بازی با مکعبها مستقلتر شود.
مهارتهایی که معمولاً در این سن دیده میشوند:
* ساختن برجی از دو تا چهار مکعب
* خطخطی کردن روی کاغذ با مداد شمعی
* ورق زدن چند صفحه کتاب مقوایی
* انداختن اشیا داخل ظرف و بیرون آوردن آنها
* استفاده بهتر از قاشق، هرچند هنوز با ریختن غذا همراه باشد
* گرفتن اشیای کوچک با دقت بیشتر
در این مرحله، کودک فقط حرکات دست را تمرین نمیکند؛ بلکه همزمان در حال برنامهریزی، پیشبینی نتیجه کار و هماهنگ کردن بینایی و حرکت است.
برای تقویت این مهارتها:
* مداد شمعی ضخیم و کاغذ در اختیار کودک قرار دهید.
* با مکعبهای بزرگ برج بسازید.
* از بازیهای پر و خالی کردن ظرف استفاده کنید.
* اجازه دهید هنگام غذا خوردن خودش قاشق را در دست بگیرد.
* کتابهای مقوایی مناسب سن در اختیار او قرار دهید.
در این سن، کثیف شدن لباس یا ریختن غذا بخشی از فرآیند یادگیری است. تمرین مداوم، هماهنگی حرکتی را بهتدریج افزایش میدهد.
رشد شناختی در این دوره از مرحله «کشف» به مرحله «آزمایش کردن» وارد میشود. کودک دیگر فقط اشیا را لمس نمیکند؛ بلکه میخواهد بفهمد چگونه کار میکنند و اگر آنها را به شکل دیگری استفاده کند چه اتفاقی میافتد.
او از تجربههای قبلی برای حل مسئله استفاده میکند. اگر اسباببازی زیر مبل برود، ممکن است بهدنبال راهی برای بیرون آوردن آن بگردد یا وسیلهای را برای رسیدن به آن امتحان کند. این رفتارها نشان میدهند که حافظه، توجه و توانایی حل مسئله در حال پیشرفت هستند.
در همین زمان، بازیهای وانمودی نیز بهآرامی آغاز میشوند. کودک ممکن است به عروسکش غذا بدهد، تلفن اسباببازی را کنار گوشش بگیرد یا وانمود کند از لیوان خالی آب مینوشد. این نوع بازیها یکی از نشانههای مهم رشد شناختی و شکلگیری تفکر نمادین هستند.
معمولاً کودک در این سن میتواند:
* کاربرد برخی وسایل آشنا را تشخیص دهد.
* رفتار بزرگسالان را تقلید کند.
* اشیای پنهانشده را جستوجو کند.
* برای رسیدن به هدف، چند راه مختلف را امتحان کند.
* تصاویر آشنا را در کتاب تشخیص دهد.
* بازیهای وانمودی ساده انجام دهد.
چگونه از رشد شناختی حمایت کنیم؟
* به کودک فرصت حل مسئله بدهید و فوراً کمک نکنید.
* درباره اتفاقات روزمره با او صحبت کنید.
* کتابهای تصویری را با هم نگاه کنید و درباره تصاویر حرف بزنید.
* اسباببازیهایی انتخاب کنید که کودک بتواند با آنها کشف و آزمایش کند، نه فقط دکمهای را فشار دهد.
در پایان این دوره، کودک بیش از گذشته از تجربههای گذشته برای یادگیری موقعیتهای جدید استفاده میکند؛ مهارتی که پایه یادگیری در سالهای بعد خواهد بود.
مهارتهای اجرایی مجموعهای از تواناییهای مغز هستند که به کودک کمک میکنند توجه خود را حفظ کند، رفتارهایش را کنترل کند، اطلاعات را برای مدت کوتاهی در ذهن نگه دارد و هنگام روبهرو شدن با یک مشکل، راهحل جدیدی پیدا کند. این مهارتها در ۱۵ تا ۱۸ ماهگی هنوز در ابتدای مسیر رشد قرار دارند، اما پایه بسیاری از تواناییهای آینده مانند یادگیری، حل مسئله، مدیریت هیجان و موفقیت تحصیلی را تشکیل میدهند.
در این سن، کودک ممکن است برای چند دقیقه روی یک فعالیت مورد علاقه مانند ساختن برج با مکعبها یا ورق زدن کتاب تمرکز کند. همچنین میتواند دستورهای سادهای مانند «توپ را بیاور» یا «کفشت را بده» را به خاطر بسپارد و انجام دهد. البته اگر محیط شلوغ باشد یا محرک جذابتری توجه او را جلب کند، احتمال دارد فعالیت قبلی را رها کند. این موضوع طبیعی است و نشاندهنده محدود بودن ظرفیت توجه در این سن است.
یکی دیگر از جنبههای مهم مهارتهای اجرایی، کنترل تکانه است. کودک ممکن است بداند نباید وسیلهای را بردارد، اما هنوز نتواند در برابر وسوسه مقاومت کند. علت این رفتار، نافرمانی عمدی نیست؛ بلکه بخشهایی از مغز که مسئول خودکنترلی هستند هنوز به اندازه کافی رشد نکردهاند.
* بازیهایی انجام دهید که نیاز به نوبت گرفتن دارند؛ حتی اگر فقط چند ثانیه طول بکشند.
* هنگام بازی، کمی صبر کنید تا کودک خودش برای حل مسئله تلاش کند.
* دستورها را کوتاه و یکمرحلهای بیان کنید.
* برنامه نسبتاً منظم برای خواب، غذا و بازی داشته باشید؛ پیشبینیپذیر بودن محیط به رشد خودتنظیمی کمک میکند.
* اگر کودک حواسش پرت شد، با آرامش توجه او را به فعالیت برگردانید، نه با سرزنش.
مهارتهای اجرایی با تمرینهای آموزشی پیچیده رشد نمیکنند؛ بلکه در دل فعالیتهای روزمره، بازی، گفتوگو و تعامل گرم با والدین شکل میگیرند.
رشد زبان در این دوره معمولاً بسیار چشمگیر است. بسیاری از والدین متوجه میشوند که کودک هر هفته کلمه یا عبارت جدیدی یاد میگیرد. با این حال، سرعت رشد زبان در کودکان متفاوت است و تفاوتهای فردی در این سن کاملاً طبیعی است.
نکته مهم این است که درک زبان معمولاً از بیان آن جلوتر است. ممکن است کودک فقط چند کلمه بگوید، اما بتواند بخش زیادی از صحبتهای روزمره را متوجه شود. برای مثال، وقتی از او میخواهید کفشش را بیاورد یا توپ را به شما بدهد، بدون اشاره کردن دستور را اجرا میکند.
تا پایان این دوره، بسیاری از کودکان میتوانند:
* چندین کلمه معنیدار (غیر از «مامان» و «بابا») به کار ببرند.
* نام افراد یا اشیای آشنا را بشناسند.
* به اعضای بدن یا اشیای شناختهشده اشاره کنند.
* با اشاره، نگاه، صدا و کلمات ساده خواستههای خود را بیان کنند.
* از صداها و کلمات برای جلب توجه دیگران استفاده کنند.
* دستورهای یکمرحلهای را در موقعیتهای آشنا انجام دهند.
ممکن است تلفظ بسیاری از کلمات هنوز واضح نباشد و کودک برای یک کلمه از شکل سادهشده آن استفاده کند. این موضوع طبیعی است و بخشی از روند طبیعی رشد گفتار محسوب میشود.
بهترین راه آموزش زبان، گفتوگوی واقعی است، نه آموزش مستقیم.
در طول روز:
* درباره کارهایی که انجام میدهید صحبت کنید.
* نام اشیا، رنگها و اعضای بدن را تکرار کنید.
* هنگام کتاب خواندن، به تصاویر اشاره کنید و درباره آنها سؤال بپرسید.
* اگر کودک با اشاره چیزی را نشان داد، آن را با کلمه کامل نام ببرید.
* به تلاشهای او برای صحبت کردن با علاقه پاسخ دهید.
برای مثال اگر کودک بگوید «تو»، میتوانید پاسخ دهید:
«بله، توپ قرمز. توپ دارد قل میخورد.»
به این روش «گسترش زبان» گفته میشود و یکی از مؤثرترین شیوههای حمایت از رشد گفتار است.
در مقابل، لازم نیست از کودک بخواهید مدام کلمات را تکرار کند یا اشتباهات تلفظی او را اصلاح کنید. شنیدن الگوی صحیح، مؤثرتر از تذکر مداوم است.
در این سن، کودک علاقه بیشتری به تعامل با اطرافیان نشان میدهد، اما هنوز مفهوم بازی گروهی را بهخوبی درک نمیکند. او معمولاً در کنار کودکان دیگر بازی میکند، آنها را نگاه میکند یا از رفتارشان تقلید میکند، اما همکاری واقعی در بازی معمولاً در سنین بالاتر شکل میگیرد.
کودک در این دوره از واکنش دیگران نسبت به رفتارهایش نیز آگاهتر میشود. ممکن است کاری را چند بار تکرار کند تا ببیند اطرافیان چگونه واکنش نشان میدهند. این رفتار بخشی از یادگیری اجتماعی است و به او کمک میکند قوانین ساده محیط را بشناسد.
از دیگر ویژگیهای این دوره، افزایش تقلید از بزرگسالان است. کودک ممکن است بخواهد زمین را با دستمال پاک کند، با جارو بازی کند، به عروسکش غذا بدهد یا تلفن اسباببازی را مانند والدین استفاده کند. این تقلیدها فقط بازی نیستند؛ بلکه یکی از مهمترین راههای یادگیری رفتارهای اجتماعی محسوب میشوند.
* زمان کافی برای بازی مشترک اختصاص دهید.
* اجازه دهید کودک رفتارهای روزمره شما را تقلید کند.
* فرصت دیدار با کودکان دیگر را فراهم کنید، بدون اینکه انتظار بازی گروهی داشته باشید.
* رفتارهای اجتماعی مانند سلام کردن، خداحافظی و تشکر را در زندگی روزمره الگو باشید.
* هنگام تعامل با کودک، تماس چشمی و توجه کامل داشته باشید.
رشد اجتماعی در این سن بیش از هر چیز از رابطه امن و پاسخگو با مراقبان تغذیه میکند.
کودک در این بازه هیجانهای بیشتری را تجربه میکند، اما هنوز ابزار کافی برای کنترل یا بیان آنها ندارد. به همین دلیل ممکن است در عرض چند دقیقه از خنده به گریه برسد یا هنگام ناکامی واکنش شدیدی نشان دهد.
یکی از مهمترین تغییرات این دوره، افزایش آگاهی کودک از خواستههای خودش است. او میداند چه چیزی میخواهد، اما همیشه نمیتواند آن را به دست آورد یا با کلمات بیان کند. این فاصله میان خواستن و توانستن، علت بسیاری از گریهها و اعتراضهای این سن است.
در عین حال، کودک به واکنشهای هیجانی والدین نیز حساستر میشود. وقتی مراقب با آرامش پاسخ میدهد، کودک بهتدریج یاد میگیرد هیجانهای خود را تنظیم کند. این فرایند که «همتنظیمی هیجان» نام دارد، پایه خودتنظیمی در سالهای آینده است.
در این سن ممکن است کودک:
* محبت خود را با بغل کردن یا بوسیدن نشان دهد.
* هنگام جدا شدن از والد ناراحت شود.
* در موقعیتهای جدید ابتدا محتاط باشد.
* برای آرام شدن به حضور مراقب نیاز داشته باشد.
* احساسات خود را با حالت چهره، صدا و حرکات بدن بیان کند.
* احساسات کودک را نامگذاری کنید: «میدانم ناراحت شدی.»
* هنگام گریه یا ترس، کنار او بمانید.
* واکنشهای آرام و قابل پیشبینی داشته باشید.
* برای آرام شدن کودک از بغل، تماس بدنی و صحبت آرام استفاده کنید.
* به جای تنبیه، علت رفتار را در نظر بگیرید.
هدف در این سن این نیست که کودک همیشه آرام باشد؛ بلکه این است که یاد بگیرد در کنار یک بزرگسال قابل اعتماد، هیجانهایش را تجربه و بهتدریج مدیریت کند.
بین ۱۵ تا ۱۸ ماهگی، میل به انجام مستقل کارهای روزمره بهوضوح افزایش مییابد. کودک میخواهد قاشق را خودش در دست بگیرد، از لیوان بنوشد، کفشهایش را بیاورد یا هنگام لباس پوشیدن همکاری کند. هرچند نتیجه کار هنوز کامل نیست، اما همین تلاشها بخش مهمی از رشد استقلال محسوب میشوند.
در این سن بسیاری از کودکان میتوانند:
* با کمک قاشق غذا بخورند.
* از لیوان معمولی با کمک یا نظارت بنوشند.
* هنگام لباس پوشیدن دست یا پای خود را جلو بیاورند.
* برخی وسایل شخصی خود را بشناسند.
* در جمع کردن اسباببازیها همکاری سادهای داشته باشند.
گاهی والدین برای سریعتر انجام شدن کارها همه کارها را خودشان انجام میدهند. اگرچه این کار در کوتاهمدت راحتتر است، اما فرصت تمرین مهارتهای جدید را از کودک میگیرد.
بین ۱۸ تا ۲۱ ماهگی، کودک از یک نوپای کنجکاو به فردی تبدیل میشود که هدفمندتر محیط اطراف خود را کشف میکند. او اکنون با اعتمادبهنفس بیشتری راه میرود، میدود، از وسایل بالا میرود و برای رسیدن به خواستههایش برنامهریزیهای ساده انجام میدهد. رشد حرکتی در این دوره همچنان ادامه دارد، اما مهمترین تغییرات معمولاً در زبان، تفکر، استقلال و تعاملات اجتماعی دیده میشوند.
در این سن، کودک بیش از گذشته متوجه رابطه علت و معلول میشود، از تجربههای قبلی برای حل مشکلات استفاده میکند و میتواند مدت بیشتری روی فعالیتهای مورد علاقهاش تمرکز کند. بازیهای وانمودی مانند غذا دادن به عروسک، صحبت کردن با تلفن اسباببازی یا تقلید از کارهای والدین پیچیدهتر میشوند و نشان میدهند که قدرت تخیل و تفکر نمادین در حال رشد است.
از نظر هیجانی نیز کودک وارد مرحلهای میشود که خواستهها و احساساتش را با شدت بیشتری ابراز میکند. او دوست دارد بسیاری از کارها را خودش انجام دهد، اما هنوز توانایی کافی برای کنترل هیجانها و پذیرش ناکامی ندارد. به همین دلیل ممکن است در صورت مخالفت والدین، ناراحتی، گریه یا اعتراض بیشتری نشان دهد. این رفتارها بخشی طبیعی از رشد مغز هستند و به معنای لجبازی یا تربیت نادرست نیستند.
این دوره فرصت ارزشمندی برای تقویت زبان، استقلال، مهارتهای اجتماعی و توانایی حل مسئله است. والدینی که با بازی، گفتوگو، کتابخوانی و پاسخگویی گرم و قابل پیشبینی از کودک حمایت میکنند، به رشد سالم مغز و شخصیت او کمک بزرگی خواهند کرد.
در این بازه، رشد قد و وزن همچنان ادامه دارد، اما مانند ماههای قبل، سرعت آن کمتر از سال اول زندگی است. بسیاری از کودکان لاغرتر و کشیدهتر به نظر میرسند، زیرا با افزایش تحرک، مصرف انرژی آنها نیز بیشتر میشود.
قدرت عضلات، استقامت و هماهنگی حرکتی به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند. کودک میتواند مدت بیشتری راه برود، بدود و بدون خستگی زودرس بازی کند. استخوانها و مفاصل نیز در حال رشد هستند و بدن برای فعالیتهای پیچیدهتر آماده میشود.
در این سن معمولاً بیشتر دندانهای شیری جلویی روییدهاند و کودک قادر است غذاهای متنوعتری را بجود. بهداشت دهان و دندان از این زمان اهمیت بیشتری پیدا میکند و باید به بخشی ثابت از برنامه روزانه تبدیل شود.
* افزایش تدریجی قد و وزن
* تقویت عضلات پا، تنه و شانهها
* افزایش استقامت بدنی
* بهبود تعادل و هماهنگی
* ادامه رویش دندانهای شیری
آنچه بیش از همه اهمیت دارد، روند پیوسته رشد در نمودارهای استاندارد است، نه مقایسه کودک با همسالان. هر کودک سرعت رشد مخصوص به خود را دارد و پزشک در ویزیتهای دورهای این روند را بررسی میکند.
در این دوره، کودک دیگر تنها یک راهرونده تازهکار نیست؛ او به یک نوپای پرتحرک تبدیل میشود که تقریباً تمام ساعات بیداری خود را صرف حرکت، کشف محیط و تمرین مهارتهای جدید میکند. حرکات او روانتر، سریعتر و هدفمندتر از چند ماه قبل هستند و اعتمادبهنفس بیشتری برای امتحان کردن فعالیتهای جدید دارد.
بسیاری از کودکان در این سن میتوانند مسافتهای طولانیتری راه بروند، دویدن را آغاز کنند، از موانع کوچک عبور کنند و با علاقه از پلهها بالا بروند. هرچند تعادل آنها هنوز کاملاً کامل نشده است، اما نسبت به گذشته کمتر زمین میخورند و پس از افتادن نیز سریعتر تعادل خود را بازیابی میکنند.
یکی از تغییرات مهم این دوره، افزایش توانایی هماهنگ کردن چند حرکت بهصورت همزمان است. کودک ممکن است هنگام راه رفتن وسیلهای را حمل کند، توپ را دنبال کند یا در حالی که صحبت میکند، مسیر خود را تغییر دهد. این هماهنگی نتیجه بلوغ بیشتر سیستم عصبی و تمرین مداوم است.
مهارتهایی که معمولاً در این سن دیده میشوند
* دویدن با گامهای کوتاه و نسبتاً ناپایدار
* بالا رفتن از پله با گرفتن دست بزرگسال یا نرده
* پایین آمدن از مبلمان کوتاه
* لگد زدن به توپ بدون از دست دادن کامل تعادل
* کشیدن یا هل دادن اسباببازی هنگام راه رفتن
* چرخیدن و تغییر جهت هنگام حرکت
* راه رفتن روی سطوح مختلف مانند چمن، فرش یا شن
ممکن است کودک هنوز هنگام دویدن ناگهان بنشیند یا زمین بخورد. این اتفاق بخشی طبیعی از یادگیری مهارتهای حرکتی است و معمولاً جای نگرانی ندارد.
بهترین تمرین برای رشد حرکتی، بازی آزاد است.
فعالیتهای مناسب شامل:
* پیادهروی در پارک
* بازی با توپ
* عبور از موانع نرم
* بالا و پایین رفتن از شیبهای کوتاه
* رقصیدن با موسیقی
* بازیهای تعقیب و گریز ساده
در این سن نیازی به آموزش ورزشهای سازمانیافته نیست. کودک بیشترین یادگیری را از طریق حرکت آزاد و بازی به دست میآورد.
در کنار رشد حرکات بزرگ بدن، مهارتهای دست نیز دقیقتر میشوند. کودک اکنون بهتر میتواند انگشتان خود را برای انجام کارهای ظریف کنترل کند و هماهنگی بین چشم و دست او نسبت به قبل افزایش یافته است.
این تغییرات باعث میشوند فعالیتهایی مانند غذا خوردن، نقاشی، ساختن برج و بازی با وسایل کوچک برای او جذابتر شوند.
بسیاری از کودکان در این سن میتوانند:
* برجی با چهار تا شش مکعب بسازند.
* با مداد شمعی خطهای عمودی یا دایرههای نامنظم بکشند.
* چند صفحه کتاب را با هم ورق بزنند.
* قاشق را با مهارت بیشتری استفاده کنند.
* لیوان را با کنترل بیشتری نگه دارند.
* قطعات بزرگ پازلهای ساده را در جای خود قرار دهند.
* مهرههای بزرگ یا حلقهها را داخل میله بیندازند.
این مهارتها فقط به حرکت دست مربوط نیستند؛ بلکه نشان میدهند مغز در حال هماهنگ کردن بینایی، برنامهریزی و حرکت است.
فعالیتهای مناسب:
* نقاشی آزاد
* بازی با خمیر
* ساختن برج
* انداختن اشیا داخل ظرف
* چیدن حلقهها
* کتابهای مقوایی
* پازلهای دو یا سه قطعهای
اجازه دهید کودک خودش وسایل را امتحان کند. اگر هر بار شما کار را کامل کنید، فرصت تمرین از او گرفته میشود.
در این دوره، تفکر کودک از مرحله آزمون و خطای ساده به سمت حل مسئله هدفمند حرکت میکند. او از تجربههای گذشته استفاده میکند و قبل از انجام بعضی کارها، نتیجه احتمالی آن را پیشبینی میکند.
برای مثال، اگر اسباببازی مورد علاقهاش روی قفسه باشد، ممکن است ابتدا چهارپایهای را جابهجا کند تا به آن برسد. این رفتار نشان میدهد کودک میتواند برای رسیدن به هدف، چند مرحله را در ذهن خود کنار هم قرار دهد.
حافظه نیز در حال پیشرفت است. کودک افراد، مکانها و رویدادهایی را که مدتها از آنها گذشته به خاطر میآورد و آنها را در موقعیتهای مشابه به یاد میآورد.
در این سن، بازیهای وانمودی پیچیدهتر میشوند. کودک ممکن است برای عروسکش غذا درست کند، او را بخواباند، پتویی رویش بکشد یا نقش پزشک، آشپز یا راننده را بازی کند. این نوع بازیها نشاندهنده رشد تفکر نمادین هستند؛ یعنی توانایی استفاده از یک شیء یا عمل برای نمایش چیز دیگری.
تواناییهای شناختی معمول:
* حل مسئلههای ساده
* جستوجوی اشیای پنهان
* تقلید رفتارهای چندمرحلهای
* شناخت کاربرد وسایل آشنا
* طبقهبندی ابتدایی اشیا
* تشخیص تصاویر کتاب
* انجام بازیهای وانمودی پیچیدهتر
به جای اینکه همیشه پاسخ را به کودک بدهید، فرصت فکر کردن ایجاد کنید.
برای مثال:
* اسباببازی را کمی دورتر بگذارید تا خودش راه رسیدن را پیدا کند.
* هنگام کتاب خواندن بپرسید: «گربه کجاست؟»
* درباره اتفاقات روزمره صحبت کنید.
* اجازه دهید وسایل را بررسی و آزمایش کند.
کنجکاوی، مهمترین موتور رشد شناختی در این سن است و والدین با ایجاد محیطی امن و غنی میتوانند آن را تقویت کنند.
اگرچه مهارتهای اجرایی هنوز بسیار ابتدایی هستند، اما در این بازه رشد قابل توجهی دارند. کودک میتواند برای مدت بیشتری روی یک فعالیت تمرکز کند، دستورهای پیچیدهتر را دنبال کند و هنگام حل یک مسئله، چند ثانیه بیشتر فکر کند.
حافظه کاری نیز در حال تقویت است. برای مثال، اگر از او بخواهید «کتابت را بردار و برای بابا بیاور»، بسیاری از کودکان میتوانند هر دو بخش دستور را به خاطر بسپارند.
کنترل تکانه نیز اندکی بهتر میشود، اما هنوز کامل نیست. کودک ممکن است بداند نباید چیزی را بردارد، اما نتواند در برابر وسوسه مقاومت کند. این رفتار نتیجه نارس بودن قشر پیشپیشانی مغز است، نه لجبازی.
برای تقویت مهارتهای اجرایی:
* بازیهای نوبتی انجام دهید.
* فعالیتهایی با قوانین ساده طراحی کنید.
* اجازه دهید کودک برای حل مسئله زمان داشته باشد.
* روال منظم خواب و غذا را حفظ کنید.
* هنگام بازی، از او بخواهید مراحل ساده را به ترتیب انجام دهد.
تحقیقات نشان میدهند که مهارتهای اجرایی بیشتر از آموزش مستقیم، از طریق بازی، رابطه گرم با والدین و تجربههای روزمره رشد میکنند.
رشد هیجانی در این دوره وارد مرحلهای جدید میشود. کودک اکنون احساسات متنوعتری را تجربه میکند، اما هنوز توانایی کافی برای کنترل آنها ندارد. به همین دلیل ممکن است در یک لحظه بسیار خوشحال باشد و چند دقیقه بعد، در اثر ناکامی یا خستگی، گریه یا عصبانیت شدیدی نشان دهد.
یکی از ویژگیهای مهم این سن، افزایش میل به استقلال است. کودک میخواهد خودش تصمیم بگیرد، اما همیشه نمیتواند آنچه را میخواهد انجام دهد. همین فاصله میان خواستن و توانستن، علت بسیاری از اعتراضها و گریههای این دوره است.
در حدود ۱۸ ماهگی، برخی کودکان ممکن است قشقرق (Tantrum) را تجربه کنند. قشقرق معمولاً زمانی رخ میدهد که کودک خسته، گرسنه، ناامید یا بیش از حد تحریک شده باشد. این رفتار نتیجه نارس بودن بخشهای تنظیمکننده هیجان در مغز است و به معنای بدرفتاری عمدی نیست.
در این سن همچنین نشانههای اولیه همدلی ظاهر میشوند. کودک ممکن است وقتی فردی ناراحت است، او را نگاه کند، اسباببازی خود را به او بدهد یا برای آرام کردنش تلاش کند. اگرچه این رفتارها هنوز ساده هستند، اما پایه رشد همدلی در سالهای آینده را تشکیل میدهند.
* احساسات کودک را نام ببرید: «میدانم ناراحت شدی چون اسباببازیت افتاد.»
* هنگام قشقرق، خودتان آرام بمانید.
* تا حد امکان علت ناراحتی را برطرف کنید، نه اینکه فقط رفتار را متوقف کنید.
* کودک را به خاطر احساساتش تنبیه نکنید.
* بعد از آرام شدن، ارتباط عاطفی را دوباره برقرار کنید.
کودکان در این سن بیش از نصیحت، از آرامش و رفتار والدین یاد میگیرند.
بین ۱۸ تا ۲۱ ماهگی، استقلال کودک با سرعت زیادی رشد میکند. او دوست دارد در بیشتر کارهای روزمره نقش داشته باشد و اگر فرصت کافی در اختیارش قرار گیرد، میتواند بسیاری از مهارتهای مراقبت از خود را تمرین کند.
در این سن بسیاری از کودکان:
* با قاشق نسبتاً خوب غذا میخورند.
* از لیوان معمولی با کمک کم استفاده میکنند.
* هنگام لباس پوشیدن همکاری بیشتری نشان میدهند.
* کفش یا لباس خود را میشناسند.
* وسایل شخصیشان را تشخیص میدهند.
* در جمع کردن اسباببازیها مشارکت میکنند.
* تلاش میکنند دستهای خود را بشویند یا خشک کنند.
اگرچه انجام این کارها هنوز کامل نیست، اما فرصت تمرین اهمیت بسیار بیشتری از نتیجه نهایی دارد.
* زمان کافی برای انجام مستقل کارها در نظر بگیرند.
* اجازه دهند کودک انتخابهای ساده داشته باشد.
* اشتباهات او را بخشی از یادگیری بدانند.
* فقط زمانی کمک کنند که واقعاً لازم باشد.
* تلاش کودک را تحسین کنند، نه صرفاً موفقیت نهایی را.
اکثر کودکان در این سن به ۱۱ تا ۱۴ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارند که معمولاً شامل خواب شب و یک خواب روزانه است.
داشتن برنامه منظم خواب همچنان اهمیت زیادی دارد. کودکانی که ساعت خواب ثابتی دارند، معمولاً راحتتر به خواب میروند و کیفیت خواب بهتری دارند.
برای داشتن خواب بهتر:
* ساعت خواب و بیداری تقریباً ثابت باشد.
* قبل از خواب فعالیتهای آرام مانند کتاب خواندن انجام شود.
* از بازیهای هیجانانگیز و صفحهنمایش در ساعت قبل از خواب پرهیز شود.
* اتاق خواب آرام، تاریک و با دمای مناسب باشد.
* در صورت بیدار شدن شبانه، با آرامش و بدون بازی یا هیجان به او پاسخ دهید.
در این سن، کودک تقریباً میتواند بیشتر غذاهای سالم خانواده را مصرف کند. اشتها ممکن است از روزی به روز دیگر تغییر کند و این موضوع معمولاً طبیعی است.
هدف اصلی تغذیه در این دوره، ایجاد عادتهای غذایی سالم است، نه وادار کردن کودک به خوردن مقدار مشخصی غذا.
* سه وعده اصلی و دو تا سه میانوعده سالم.
* میوه و سبزیجات متنوع.
* غلات کامل.
* منابع پروتئین مانند گوشت، مرغ، ماهی، تخممرغ، حبوبات و لبنیات.
* آب به عنوان نوشیدنی اصلی بین وعدهها.
* محدود کردن نوشیدنیهای شیرین و خوراکیهای پرقند.
اجازه دهید کودک میزان غذای مورد نیاز خود را تعیین کند. مسئولیت والدین فراهم کردن غذای سالم است و مسئولیت کودک، تصمیمگیری درباره میزان خوردن.
بازی همچنان مهمترین ابزار یادگیری کودک است.
فعالیتهای مناسب این دوره عبارتاند از:
* کتاب خواندن روزانه
* نقاشی با مداد شمعی
* بازی با خمیر
* مکعبسازی
* بازی با توپ
* بازیهای وانمودی
* موسیقی و رقص
* بازی در فضای باز
* پازلهای ساده
* بازیهای آب و شن با نظارت
فعالیتهای ساختارمند کوتاه و بازی آزاد هر دو برای رشد کودک اهمیت دارند.
بهترین اسباببازیها، کودک را به فعال بودن تشویق میکنند، نه اینکه فقط او را سرگرم نگه دارند.
مناسبترین اسباببازیها:
* مکعبهای بزرگ
* پازلهای ساده
* کتابهای تصویری
* توپ
* اسباببازیهای هلدادنی و کشیدنی
* ظروف و وسایل آشپزخانه اسباببازی
* عروسک
* حیوانات اسباببازی
* مداد شمعی و کاغذ
* حلقههای رنگی
نیازی نیست اسباببازیها گران یا الکترونیکی باشند. اسباببازیهای ساده معمولاً فرصت بیشتری برای خلاقیت و یادگیری فراهم میکنند.
در این سن، مراجعههای دورهای به پزشک برای بررسی روند رشد همچنان اهمیت دارد.
در این ویزیتها معمولاً موارد زیر ارزیابی میشوند:
* قد، وزن و دور سر
* وضعیت تغذیه
* رشد حرکتی
* رشد زبان
* رشد اجتماعی و هیجانی
* خواب
* سلامت دهان و دندان
* بینایی و شنوایی در صورت نیاز
* واکسیناسیون طبق برنامه کشوری
در صورت وجود نگرانی درباره رشد، پزشک ممکن است ارزیابیهای تکمیلی یا ارجاع به متخصص را پیشنهاد کند.
دوره ۲۱ تا ۲۴ ماهگی آخرین مرحله از سال دوم زندگی و یکی از مهمترین دورههای رشد کودک است. در این ماهها، بسیاری از مهارتهایی که از بدو تولد بهتدریج شکل گرفتهاند، به سطحی میرسند که کودک میتواند با استقلال بیشتری با محیط ارتباط برقرار کند. او اکنون نهتنها میتواند راه برود و بدود، بلکه برای انجام کارهای روزمره برنامهریزی میکند، جملههای کوتاه میسازد، احساسات خود را بهتر نشان میدهد و علاقه بیشتری به انجام کارها بدون کمک دیگران دارد.
در این دوره، سرعت رشد زبان به اوج خود در دو سال اول زندگی نزدیک میشود. دامنه واژگان کودک به سرعت افزایش مییابد و او میتواند خواستهها، تجربهها و احساسات خود را با جملههای ساده بیان کند. همزمان، تفکر، حافظه، توجه و توانایی حل مسئله نیز رشد قابل توجهی پیدا میکنند.
از نظر اجتماعی، کودک بیش از گذشته رفتار بزرگسالان را تقلید میکند، از انجام فعالیتهای روزمره در کنار خانواده لذت میبرد و بهتدریج قواعد ساده اجتماعی را درک میکند. در کنار این پیشرفتها، هنوز کنترل هیجانها کامل نشده است و ممکن است هنگام خستگی، ناکامی یا نرسیدن به خواستههایش واکنشهای شدیدی نشان دهد.
دو سالگی نقطه عطفی در رشد کودک محسوب میشود. بسیاری از ارزیابیهای تکاملی مهم نیز در همین سن انجام میشوند، زیرا تا این زمان تصویر روشنتری از روند رشد حرکتی، زبانی، شناختی و اجتماعی کودک به دست میآید.
در پایان سال دوم زندگی، مغز کودک هنوز یکی از فعالترین دورههای رشد خود را پشت سر میگذارد. اگرچه سرعت ایجاد ارتباطات عصبی نسبت به سال اول کمتر شده است، اما شبکههای عصبی موجود به شکل چشمگیری کارآمدتر، تخصصیتر و هماهنگتر میشوند.
در این سن، مغز بهتر میتواند اطلاعات را از بخشهای مختلف با یکدیگر ترکیب کند. کودک هنگام بازی، همزمان از حافظه، زبان، حرکت، توجه و حل مسئله استفاده میکند. برای مثال، وقتی وانمود میکند برای عروسکش غذا آماده میکند، در واقع چندین شبکه عصبی مختلف به طور همزمان فعال هستند.
یکی از مهمترین تغییرات مغزی این دوره، رشد بیشتر قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) است؛ بخشی از مغز که بعدها مسئول برنامهریزی، تصمیمگیری، کنترل رفتار و تنظیم هیجان خواهد بود. البته این بخش هنوز بسیار نابالغ است و تا اواخر نوجوانی به رشد خود ادامه میدهد، اما پایههای آن از همین سالهای نخست زندگی شکل میگیرند.
در این دوره، تجربههای تکرارشونده اهمیت ویژهای دارند. هر بار که کودک کتابی را دوباره میخواند، برجی را میسازد، شعر میشنود یا با والدین گفتوگو میکند، مسیرهای عصبی مرتبط با زبان، حافظه، توجه و یادگیری تقویت میشوند.
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند که رابطه عاطفی امن همچنان یکی از مهمترین عوامل رشد مغز است. کودکی که احساس امنیت میکند، راحتتر محیط را کشف میکند، سؤال میپرسد، بازی میکند و مهارتهای جدید را میآموزد.
* هر روز برای کتاب خواندن زمان اختصاص دهید.
* با کودک گفتوگوهای واقعی داشته باشید.
* فرصت حل مسئله را از او نگیرید.
* بازیهای تخیلی را تشویق کنید.
* زمان کافی برای فعالیت بدنی و بازی آزاد فراهم کنید.
* استفاده از صفحهنمایش را تا حد امکان محدود نگه دارید.
مغز کودک در این سن بیش از هر چیز از تجربه، تکرار، بازی و رابطه انسانی تغذیه میکند.
در این دوره، کودک بیش از هر زمان دیگری به دنبال تجربه استقلال است. او دوست دارد خودش تصمیم بگیرد، انتخاب کند، لباسش را بپوشد، غذا بخورد و بسیاری از کارها را بدون کمک انجام دهد. این میل به استقلال، یکی از مهمترین ویژگیهای پایان سال دوم زندگی است.
روانشناسان رشد، این مرحله را آغاز شکلگیری حس «من میتوانم» میدانند. کودک با هر موفقیت کوچک، احساس شایستگی بیشتری پیدا میکند. اگر والدین فرصت کافی برای تمرین مهارتها در اختیار او قرار دهند، پایه اعتمادبهنفس سالم در سالهای آینده شکل خواهد گرفت.
البته استقلال همیشه با آرامش همراه نیست. کودک اکنون خواستههای مشخصی دارد و اگر نتواند به آنها برسد، ممکن است ناراحت شود یا مخالفت نشان دهد. این رفتارها معمولاً بخشی طبیعی از رشد هستند و به معنای بیادبی یا لجبازی نیستند.
در همین زمان، دلبستگی ایمن همچنان نقش بسیار مهمی دارد. کودک با وجود تمایل به استقلال، هنگام ترس، بیماری یا خستگی همچنان به حضور و حمایت والدین نیاز دارد. این رفتوآمد میان استقلال و وابستگی، یکی از نشانههای رشد سالم هیجانی است.
* انتخابهای محدود در اختیار کودک قرار دهید.
* اجازه دهید بعضی کارها را خودش انجام دهد.
* احساسات او را بپذیرید و نامگذاری کنید.
* قوانین خانه را ساده و ثابت نگه دارید.
* رفتار مطلوب را بیشتر از اشتباهات مورد توجه قرار دهید.
* برای اشتباه کردن و دوباره تلاش کردن، فضای امن ایجاد کنید.
کودکی که احساس امنیت، پذیرش و احترام را تجربه میکند، معمولاً با اعتماد بیشتری به کشف جهان اطراف خود ادامه میدهد.
در پایان سال دوم، سرعت رشد همچنان نسبت به سال اول کمتر است، اما بدن کودک از نظر قدرت، استقامت و هماهنگی پیشرفت قابل توجهی میکند. عضلات بزرگتر و قویتر میشوند، تعادل بهتر میشود و انجام فعالیتهای بدنی انرژی کمتری از کودک میگیرد.
در این سن، بسیاری از کودکان ظاهر نوزادی خود را از دست میدهند و اندام آنها کشیدهتر و متناسبتر به نظر میرسد. افزایش تحرک نیز باعث میشود اشتها از روزی به روز دیگر تغییر کند که معمولاً طبیعی است.
رشد دندانهای شیری ادامه دارد و مراقبت منظم از دهان و دندان اهمیت بیشتری پیدا میکند. مسواک زدن دو بار در روز و مراجعه منظم به دندانپزشک کودکان، در صورت توصیه پزشک، میتواند به پیشگیری از پوسیدگی کمک کند.
* ادامه افزایش قد و وزن
* افزایش قدرت عضلات
* بهبود تعادل
* افزایش استقامت هنگام بازی
* ادامه رویش دندانهای شیری
* هماهنگی بیشتر حرکات بدن
رشد جسمی کودک باید همواره همراه با ارزیابی رشد حرکتی، زبانی، شناختی و اجتماعی بررسی شود، زیرا همه این حوزهها به یکدیگر وابسته هستند.
در فاصله ۲۱ تا ۲۴ ماهگی، کودک بهطور محسوسی چابکتر، هماهنگتر و مطمئنتر حرکت میکند. راه رفتن دیگر به تمرکز زیادی نیاز ندارد و بیشتر به یک مهارت خودکار تبدیل شده است. همین موضوع باعث میشود کودک هنگام حرکت بتواند همزمان به محیط اطراف توجه کند، صحبت کند، وسیلهای را حمل کند یا بازی کند.
در این سن، کودک علاقه زیادی به فعالیتهای پرتحرک دارد. دویدن، بالا رفتن، پایین آمدن، هل دادن، کشیدن، پریدن و دنبال کردن توپ بخش مهمی از بازیهای روزانه او را تشکیل میدهند. این فعالیتها فقط باعث تقویت عضلات نمیشوند؛ بلکه هماهنگی بین مغز، بینایی، تعادل و سیستم عضلانی را نیز بهبود میبخشند.
ممکن است کودک هنوز هنگام دویدن ناگهان زمین بخورد یا در تغییر مسیر تعادلش را از دست بدهد. این اتفاق طبیعی است و معمولاً با افزایش تجربه و بلوغ سیستم عصبی کاهش پیدا میکند.
بسیاری از کودکان در این سن میتوانند:
* با اطمینان و سرعت بیشتری بدوند.
* هنگام دویدن جهت خود را تغییر دهند.
* با کمک نرده از پلهها بالا و پایین بروند.
* با هر دو پا از روی موانع کوچک عبور کنند یا تلاش کنند بپرند.
* توپ را با قدرت بیشتری لگد بزنند.
* توپ بزرگی را با هر دو دست پرتاب کنند.
* مدت بیشتری در فضای باز بازی کنند.
* روی پنجه پا بایستند.
* روی وسایل کوتاه زمین بازی بالا بروند.
فعالیت بدنی در این سن باید متنوع، ایمن و لذتبخش باشد.
فعالیتهای مناسب عبارتاند از:
* پیادهروی در طبیعت یا پارک
* دویدن در فضای باز
* بازی با توپ
* عبور از مسیرهای ساده
* رقصیدن همراه موسیقی
* بالا و پایین رفتن از شیبهای کوتاه
* بازی در زمین بازی مناسب سن
فعالیت بدنی منظم علاوه بر رشد حرکتی، به سلامت استخوانها، خواب بهتر، رشد مغز و تنظیم هیجان نیز کمک میکند.
در پایان سال دوم، حرکات دست کودک دقیقتر و هماهنگتر از گذشته میشوند. او اکنون کنترل بیشتری روی انگشتان خود دارد و میتواند فعالیتهایی انجام دهد که چند ماه قبل برایش دشوار بودند.
بهبود مهارتهای حرکتی ظریف باعث افزایش استقلال کودک در غذا خوردن، لباس پوشیدن، بازی و نقاشی میشود.
معمولاً کودک در این سن میتواند:
* برجی از شش تا هفت مکعب بسازد.
* مداد شمعی را با کنترل بیشتری در دست بگیرد.
* خطهای عمودی و افقی نامنظم بکشد.
* صفحات کتاب را یکییکی ورق بزند.
* قاشق را با مهارت بیشتری استفاده کند.
* در ظرف را باز یا بسته کند.
* مهرههای بزرگ را داخل نخ یا میله قرار دهد.
* قطعات پازلهای ساده را کنار هم بگذارد.
در این دوره، کودک بیشتر از نتیجه کار، از خودِ انجام دادن فعالیت لذت میبرد. بنابراین اگر نقاشی او فقط چند خط نامنظم باشد یا برجش چند بار خراب شود، این تجربه همچنان برای رشد مغز ارزشمند است.
* نقاشی آزاد
* بازی با خمیر
* چیدن مکعبها
* پازلهای ساده
* چسباندن برچسب
* بازی با ظروف پلاستیکی
* ریختن آب یا شن از ظرفی به ظرف دیگر
* کتابهای تصویری
در پایان سال دوم، مهارتهای اجرایی نسبت به ماههای قبل پیشرفت محسوسی دارند، هرچند هنوز در مراحل اولیه رشد هستند. کودک میتواند مدت بیشتری روی یک فعالیت تمرکز کند، برخی قوانین ساده را به خاطر بسپارد و برای رسیدن به هدف، چند مرحله را پشت سر هم انجام دهد.
برای مثال، اگر از او بخواهید «کفشت را بردار، کنار در بگذار و بعد بیا کتابت را بیاور»، بسیاری از کودکان میتوانند بخش زیادی از این دستور را انجام دهند.
همچنین کودک بهتر میتواند بین فعالیتها جابهجا شود، هرچند ممکن است هنگام قطع کردن یک بازی مورد علاقه همچنان ناراحت شود.
کنترل تکانه نیز در حال رشد است، اما هنوز محدود است. بنابراین انتظار اینکه کودک همیشه بتواند صبر کند یا خواسته خود را به تعویق بیندازد، واقعبینانه نیست.
* بازیهای نوبتی انجام دهید.
* شعرها و بازیهای حرکتی تکرارشونده اجرا کنید.
* از کودک بخواهید مراحل سادهای را به ترتیب انجام دهد.
* فرصت حل مسئله را از او نگیرید.
* روال ثابت خواب، غذا و بازی را حفظ کنید.
پژوهشها نشان میدهند کودکانی که فرصت بیشتری برای بازی آزاد، تعامل گرم با والدین و تجربه حل مسئله دارند، معمولاً مهارتهای اجرایی قویتری در سالهای بعد نشان میدهند.
رشد زبان در این دوره بسیار سریع است. بسیاری از کودکان در پایان دو سالگی میتوانند دهها تا صدها واژه را به کار ببرند و جملههای دو یا سه کلمهای بسازند. البته سرعت رشد زبان در کودکان متفاوت است و دامنه طبیعی گستردهای وجود دارد.
درک گفتار همچنان از توانایی صحبت کردن جلوتر است. کودک معمولاً بیشتر از آنچه میتواند بیان کند، میفهمد. او میتواند دستورهای دو مرحلهای را دنبال کند، نام افراد، حیوانات و اشیای زیادی را بشناسد و درباره اتفاقات ساده صحبت کند.
در این سن، کودک علاقه زیادی به پرسیدن، نام بردن و تقلید واژههای جدید دارد. بسیاری از کودکان تلاش میکنند هر چیزی را که در محیط میبینند نامگذاری کنند.
معمولاً کودک در این سن میتواند:
* جملههای دو تا سه کلمهای بگوید.
* درخواستهای خود را با کلمات بیان کند.
* نام اعضای خانواده و اشیای آشنا را بگوید.
* به پرسشهای ساده پاسخ دهد.
* بخش زیادی از گفتوگوی روزمره را درک کند.
* شعرها یا عبارتهای کوتاه را تقلید کند.
* هر روز با کودک گفتوگو کنید، نه فقط برای او صحبت کنید.
* هنگام کتاب خواندن، درباره تصاویر سؤال بپرسید.
* به حرفهای کودک با علاقه گوش دهید و جملههای او را کاملتر کنید.
* برای او داستان تعریف کنید.
* اجازه دهید خودش صحبت را آغاز کند و برای پاسخ دادن عجله نکنید.
* زمان استفاده از صفحهنمایش را محدود کنید و تعامل چهرهبهچهره را جایگزین آن کنید.
پژوهشها نشان میدهند کیفیت گفتوگوهای روزانه، یکی از قویترین پیشبینیکنندههای رشد زبان، یادگیری و موفقیت تحصیلی در سالهای بعد است.
در پایان سال دوم زندگی، روابط اجتماعی کودک پیچیدهتر از قبل میشوند. او هنوز بیشتر به صورت بازی موازی در کنار سایر کودکان بازی میکند، اما علاقهاش به مشاهده، تقلید و برقراری ارتباط با همسالان افزایش یافته است. ممکن است اسباببازی کودکی دیگر را با کنجکاوی نگاه کند، رفتار او را تقلید کند یا بخواهد در فعالیتش شریک شود؛ هرچند هنوز مفهوم همکاری، رعایت نوبت یا تقسیم کردن وسایل را بهخوبی درک نمیکند.
در این سن، کودک نسبت به واکنش دیگران آگاهتر است. او متوجه میشود که رفتارهایش میتوانند باعث خنده، تشویق، ناراحتی یا اعتراض دیگران شوند. این آگاهی، یکی از پایههای رشد مهارتهای اجتماعی و اخلاقی در سالهای بعد است.
تقلید همچنان مهمترین راه یادگیری اجتماعی محسوب میشود. کودک رفتار والدین، خواهر و برادرها و سایر بزرگسالان را با دقت مشاهده میکند و آنها را در بازی یا زندگی روزمره تکرار میکند. به همین دلیل، رفتار والدین تأثیر بسیار بیشتری از توصیههای کلامی دارد.
در این دوره، بسیاری از کودکان از انجام کارهای خانوادگی لذت میبرند؛ مثلاً هنگام آشپزی کنار والدین میایستند، در جمع کردن اسباببازیها کمک میکنند یا تلاش میکنند میز را بچینند. این مشارکتها علاوه بر تقویت استقلال، احساس تعلق به خانواده را نیز افزایش میدهند.
معمولاً کودک در این سن میتواند:
* کنار کودکان دیگر با علاقه بازی کند.
* رفتار بزرگسالان را تقلید کند.
* برای جلب توجه دیگران صحبت یا شوخی کند.
* محبت خود را با بغل کردن، بوسیدن یا کمک کردن نشان دهد.
* برخی قوانین ساده اجتماعی مانند سلام کردن را تقلید کند.
* به تشویق و تحسین اطرافیان واکنش مثبت نشان دهد.
* فرصت تعامل با کودکان دیگر را فراهم کنید، بدون اینکه او را مجبور به بازی گروهی کنید.
* رفتارهای اجتماعی مناسب را خودتان الگو باشید.
* از کلمات مؤدبانه در حضور کودک استفاده کنید.
* هنگام صحبت با کودک، با دقت به حرفهایش گوش دهید.
* او را در فعالیتهای خانوادگی مشارکت دهید.
رشد اجتماعی در این سن بیشتر از هر چیز بر پایه رابطهای امن، محترمانه و پاسخگو با مراقبان شکل میگیرد.
در پایان سال دوم، کودک احساسات خود را واضحتر از قبل نشان میدهد. او میتواند شادی، ناراحتی، ترس، خشم، هیجان یا ناامیدی را با حالت چهره، صدا، حرکات بدن و کلمات ساده بیان کند. با این حال، توانایی کنترل این احساسات هنوز کامل نشده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره، افزایش احساس استقلال است. کودک میخواهد خودش تصمیم بگیرد، اما همیشه نمیتواند به خواستهاش برسد. به همین دلیل، قشقرق، مخالفت یا گریه هنوز ممکن است رخ دهند، بهویژه زمانی که کودک خسته، گرسنه یا بیش از حد تحریک شده باشد.
در این سن، نشانههای اولیه همدلی نیز واضحتر میشوند. کودک ممکن است وقتی فردی ناراحت است، به او نزدیک شود، اسباببازیاش را بدهد یا با نگاه و حالت چهره واکنش نشان دهد. اگرچه هنوز نمیتواند احساسات دیگران را بهطور کامل درک کند، اما پایههای همدلی در حال شکلگیری هستند.
* احساسات کودک را نامگذاری کنید.
* به جای نادیده گرفتن یا تنبیه، به او کمک کنید احساسش را بشناسد.
* هنگام قشقرق، خودتان آرام بمانید.
* پس از آرام شدن کودک، درباره اتفاقی که افتاده صحبت کنید.
* محیطی قابل پیشبینی و امن ایجاد کنید.
کودکان در این سن از رفتار آرام والدین، بسیار بیشتر از نصیحت یا تنبیه یاد میگیرند.
در فاصله ۲۱ تا ۲۴ ماهگی، بسیاری از کودکان علاقه زیادی به انجام مستقل کارهای شخصی پیدا میکنند. آنها دوست دارند خودشان لباس بپوشند، غذا بخورند، دستهایشان را بشویند یا وسایلشان را جابهجا کنند.
اگرچه نتیجه این تلاشها هنوز کامل نیست، اما همین تمرینها باعث رشد هماهنگی حرکتی، اعتمادبهنفس و احساس شایستگی میشوند.
بسیاری از کودکان در این سن میتوانند:
* با قاشق و چنگال ساده غذا بخورند.
* از لیوان معمولی بدون کمک زیاد استفاده کنند.
* بخشی از لباس خود را دربیاورند.
* هنگام پوشیدن لباس همکاری کنند.
* کفش یا لباس خود را بشناسند.
* وسایل شخصی را در جای مشخص قرار دهند.
* در شستن دستها مشارکت کنند.
* در جمع کردن اسباببازیها کمک کنند.
در این سن ممکن است برخی کودکان علاقه اولیه به توالت رفتن نشان دهند، اما بیشتر کودکان هنوز از نظر جسمی و روانی برای آموزش کامل استفاده از توالت آماده نیستند. آمادگی هر کودک متفاوت است و نباید آموزش را فقط بر اساس سن شروع کرد.
* برای انجام کارها عجله نکنید.
* اجازه دهید کودک انتخابهای ساده داشته باشد.
* فقط زمانی کمک کنید که واقعاً لازم باشد.
* تلاش کودک را تشویق کنید، نه فقط نتیجه را.
* فرصت اشتباه کردن و دوباره امتحان کردن را از او نگیرید.
کودکان در این سن معمولاً به ۱۱ تا ۱۴ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارند که شامل خواب شب و یک خواب روزانه است.
داشتن خواب کافی برای رشد مغز، حافظه، تنظیم هیجان، سلامت جسم و یادگیری اهمیت زیادی دارد. کمبود خواب میتواند باعث تحریکپذیری، کاهش تمرکز و افزایش قشقرق شود.
* ساعت خواب و بیداری تقریباً ثابت باشد.
* قبل از خواب برنامهای آرام و تکرارشونده داشته باشید.
* از صفحهنمایش در ساعت قبل از خواب استفاده نشود.
* اتاق خواب تاریک، آرام و با دمای مناسب باشد.
* اگر کودک شب بیدار شد، با آرامش و بدون بازی یا گفتوگوی طولانی به او پاسخ دهید.
در پایان سال دوم، کودک میتواند تقریباً از تمام غذاهای سالم خانواده استفاده کند. اشتها ممکن است روزبهروز تغییر کند و این موضوع معمولاً طبیعی است.
آنچه اهمیت دارد، کیفیت تغذیه در طول هفته است، نه مقدار غذایی که کودک در یک وعده مصرف میکند.
* سه وعده اصلی و دو تا سه میانوعده سالم.
* مصرف روزانه میوه و سبزیجات.
* استفاده از غلات کامل.
* منابع پروتئینی متنوع.
* لبنیات متناسب با توصیه پزشک.
* آب به عنوان نوشیدنی اصلی.
بهتر است کودک همراه سایر اعضای خانواده غذا بخورد، زیرا این کار علاوه بر تغذیه، فرصت یادگیری رفتارهای اجتماعی و عادتهای غذایی سالم را فراهم میکند.
در این سن، بازیها بیش از گذشته هدفمند و خلاقانه میشوند. کودک میتواند برای مدت بیشتری روی یک فعالیت تمرکز کند و از بازیهای تخیلی لذت ببرد.
* کتاب خواندن روزانه
* نقاشی
* بازی با خمیر
* مکعبسازی
* پازلهای ساده
* بازیهای وانمودی
* موسیقی و رقص
* بازی در فضای باز
* بازی با توپ
* بازی با آب و شن (با نظارت)
بهترین بازیها آنهایی هستند که کودک را به حرکت، فکر کردن، صحبت کردن و تعامل با دیگران تشویق کنند.
اسباببازی مناسب در این سن باید فرصت کشف، تخیل و حل مسئله را فراهم کند.
پیشنهادها:
* مکعبهای ساختمانی
* کتابهای تصویری
* پازلهای ساده
* عروسک
* حیوانات اسباببازی
* وسایل آشپزخانه اسباببازی
* ماشینهای ساده
* توپ
* مداد شمعی و کاغذ
* خمیر بازی
* حلقههای رنگی
اسباببازیهای ساده و باز (Open-ended Toys) معمولاً ارزش آموزشی بیشتری نسبت به اسباببازیهای الکترونیکی و پرصدا دارند.
در حوالی دو سالگی، یکی از مهمترین ویزیتهای رشد کودک انجام میشود. در این مراجعه، پزشک علاوه بر معاینه جسمی، روند رشد تکاملی کودک را نیز بررسی میکند.
در این ویزیت معمولاً موارد زیر ارزیابی میشوند:
* قد، وزن و شاخص رشد
* تغذیه
* خواب
* رشد حرکتی
* رشد زبان
* رشد شناختی
* رشد اجتماعی و هیجانی
* سلامت دهان و دندان
* بینایی و شنوایی در صورت نیاز
* واکسیناسیون بر اساس برنامه ملی
در بسیاری از کشورها، غربالگری اختلال طیف اوتیسم نیز در حدود ۱۸ تا ۲۴ ماهگی توصیه میشود، زیرا تشخیص و مداخله زودهنگام میتواند پیامدهای رشدی را بهبود بخشد.
تا پایان ۲۴ ماهگی، اگر کودک:
* راه نمیرود یا تعادل بسیار ضعیفی دارد.
* مهارتهایی را که قبلاً داشته از دست داده است.
* کمتر از حدود ۵۰ کلمه به کار میبرد یا جملههای دوکلمهای نمیسازد.
* دستورهای ساده را درک نمیکند.
* تماس چشمی بسیار کمی برقرار میکند.
* به بازی وانمودی علاقهای نشان نمیدهد.
* نسبت به دیگران یا محیط اطراف واکنش بسیار کمی دارد.
* در جویدن یا بلع مشکل قابل توجهی دارد.
بهتر است برای ارزیابی دقیقتر با پزشک متخصص کودکان یا متخصص رشد و تکامل مشورت شود.
دوره ۲ تا ۳ سالگی یکی از پویاترین و تأثیرگذارترین مراحل رشد کودک است. در این سال، کودک از یک نوپای وابسته به فردی تبدیل میشود که میتواند با استقلال بیشتری حرکت کند، صحبت کند، بازی کند، انتخاب داشته باشد و با دیگران ارتباط برقرار کند. بسیاری از تغییراتی که در این دوره رخ میدهند، پایه مهارتهای شناختی، هیجانی، اجتماعی و تحصیلی سالهای بعد را شکل میدهند.
رشد زبان در این سال جهشی چشمگیر دارد. کودک از جملههای کوتاه به گفتوگوهای طولانیتر میرسد، سؤالهای فراوان میپرسد، درباره تجربههایش صحبت میکند و میتواند احساسات و خواستههای خود را بهتر بیان کند. همزمان، قدرت تفکر، حافظه، حل مسئله و تخیل نیز به سرعت رشد میکنند و بازیهای وانمودی به بخش مهمی از یادگیری او تبدیل میشوند.
از نظر جسمی، کودک چابکتر، هماهنگتر و فعالتر از گذشته است. دویدن، پریدن، بالا رفتن، نقاشی، ساختن، کتاب خواندن و کشف محیط، بخش بزرگی از روز او را تشکیل میدهد. میل به استقلال نیز به اوج میرسد؛ بسیاری از کودکان در این سن میخواهند لباس خود را بپوشند، غذا بخورند، انتخاب کنند و کارهای روزمره را بدون کمک انجام دهند.
در عین حال، این سال میتواند برای والدین چالشبرانگیز باشد. مخالفت با خواستهها، قشقرق، نه گفتن، نوسانهای هیجانی و آزمودن مرزها، اغلب بخشی طبیعی از رشد هستند. کودک هنوز توانایی کامل برای کنترل احساسات و تکانههای خود را ندارد و برای یادگیری این مهارتها به حضور آرام، حمایتگر و قاطع والدین نیاز دارد.
پژوهشهای علوم اعصاب نشان میدهند که مغز در این دوره همچنان با سرعت زیادی در حال سازماندهی شبکههای عصبی است. تجربههای روزمره مانند بازی، گفتوگو، کتابخوانی، فعالیت بدنی، خواب کافی و رابطه عاطفی امن، تأثیر مستقیمی بر رشد مغز و یادگیری کودک دارند.
در این مقاله، رشد کودک از دو تا سه سالگی را بر اساس جدیدترین شواهد علمی و توصیههای منابع معتبری مانند WHO، CDC، American Academy of Pediatrics، NHS، Harvard Center on the Developing Child، Zero to Three، Nelson Pediatrics و Laura Berk بررسی میکنیم و علاوه بر معرفی نقاط عطف رشدی، راهکارهای عملی برای حمایت از رشد سالم کودک ارائه خواهیم داد.
بین دو تا سه سالگی، مغز کودک همچنان یکی از سریعترین دورههای رشد خود را تجربه میکند. اگرچه سرعت تولید ارتباطات عصبی نسبت به سال اول زندگی کاهش یافته است، اما اکنون مغز بیش از گذشته در حال سازماندهی، تقویت و حذف ارتباطات عصبی است. این فرایند باعث میشود شبکههایی که بیشتر مورد استفاده قرار میگیرند، کارآمدتر شوند و مهارتهای جدید با سرعت بیشتری شکل بگیرند.
در این دوره، بخشهای مختلف مغز هماهنگی بیشتری با یکدیگر پیدا میکنند. کودک هنگام بازی، صحبت کردن یا حل یک مسئله ساده، بهطور همزمان از حافظه، زبان، توجه، حرکت، ادراک و تنظیم هیجان استفاده میکند. این هماهنگی، زمینهساز رشد مهارتهای پیچیدهتر در سالهای آینده خواهد بود.
یکی از مهمترین تغییرات این دوره، ادامه رشد قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) است؛ بخشی از مغز که مسئول برنامهریزی، کنترل تکانه، تصمیمگیری، انعطافپذیری شناختی و تنظیم هیجان است. هرچند این بخش تا بزرگسالی به رشد خود ادامه میدهد، اما پایههای آن در همین سالهای اولیه زندگی گذاشته میشود.
از سوی دیگر، رشد زبان ارتباط نزدیکی با رشد مغز دارد. هر گفتوگو، هر داستان، هر شعر و هر پاسخ والدین به سؤالهای کودک، مسیرهای عصبی مرتبط با زبان، حافظه و تفکر را تقویت میکند. به همین دلیل، کیفیت تعاملات روزمره بسیار مهمتر از استفاده از برنامههای آموزشی یا وسایل الکترونیکی است.
همچنین بازیهای تخیلی، فعالیتهای بدنی، تجربههای حسی، موسیقی و تعامل با همسالان باعث فعال شدن همزمان بخشهای مختلف مغز میشوند و به رشد شناختی، اجتماعی و هیجانی کودک کمک میکنند.
* هر روز زمانی را به گفتوگوی واقعی با کودک اختصاص دهید.
* کتابهای متنوع بخوانید و درباره تصاویر صحبت کنید.
* فرصت بازی آزاد و تخیلی را فراهم کنید.
* کودک را به حل مسئله تشویق کنید، نه اینکه همیشه پاسخ را آماده در اختیارش بگذارید.
* فعالیت بدنی روزانه را فراموش نکنید.
* خواب کافی و تغذیه متعادل را جدی بگیرید.
* استفاده از صفحهنمایش را به حداقل برسانید و تعامل چهرهبهچهره را جایگزین آن کنید.
در این سن، مغز کودک بیش از هر چیز از رابطه گرم با مراقبان، بازی، حرکت، گفتوگو و تجربههای متنوع روزانه رشد میکند.
⸻
روانشناسی رشد کودک ۲ تا ۳ سالگی
از دیدگاه روانشناسی رشد، سال سوم زندگی دوره شکلگیری پررنگتر هویت فردی است. کودک کمکم خود را به عنوان فردی مستقل از والدین میشناسد و میخواهد نظر، انتخاب و خواستههایش را بیان کند. به همین دلیل، عباراتی مانند «خودم انجام میدم»، «نه» یا «نمیخوام» در این سن بسیار رایج هستند.
بر اساس نظریه اریک اریکسون، کودک در مرحله «خودمختاری در برابر شرم و تردید» قرار دارد. اگر فرصت داشته باشد کارهای متناسب با سنش را خودش انجام دهد و در عین حال از حمایت و تشویق والدین برخوردار باشد، احساس شایستگی و اعتمادبهنفس در او شکل میگیرد. اما اگر مدام سرزنش شود، اجازه تجربه کردن نداشته باشد یا بیش از حد کنترل شود، ممکن است نسبت به تواناییهای خود دچار تردید شود.
از سوی دیگر، تخیل کودک به سرعت رشد میکند. او میتواند نقشهای مختلف را بازی کند، داستان بسازد و حتی گاهی از موجودات خیالی یا تاریکی بترسد. این تخیل، نشانه رشد سالم شناختی است و نباید با واقعیت اشتباه گرفته شود.
در این سال، کودک هنوز برای تنظیم احساسات خود به حضور آرام و حمایتگر والدین نیاز دارد. توانایی خودتنظیمی بهتدریج و در تعامل با بزرگسالان شکل میگیرد، نه از طریق تنبیه یا انتظار بیش از حد.
* به کودک فرصت انتخابهای محدود و متناسب با سن بدهید.
* تلاش او را بیشتر از نتیجه تشویق کنید.
* احساساتش را جدی بگیرید و برای آنها نام بگذارید.
* قوانین خانه را ساده، روشن و ثابت نگه دارید.
* هنگام بروز رفتارهای دشوار، آرامش خود را حفظ کنید و الگوی تنظیم هیجان باشید.
در این سال، شخصیت کودک با سرعت در حال شکلگیری است و کیفیت رابطه والد و کودک، مهمترین عامل حمایتکننده از رشد سالم او محسوب میشود.
بین دو تا سه سالگی، سرعت رشد جسمی نسبت به سال اول و دوم زندگی آهستهتر اما منظمتر میشود. در این دوره، بدن کودک از حالت گرد و تپلِ نوپایی فاصله میگیرد و اندامها کشیدهتر و متناسبتر به نظر میرسند. افزایش قدرت عضلات، استقامت و هماهنگی حرکتی باعث میشود کودک بتواند مدت بیشتری بازی کند و فعالیتهای متنوعتری انجام دهد.
به طور متوسط، کودک در این سال حدود ۲ تا ۳ کیلوگرم وزن و ۷ تا ۱۰ سانتیمتر قد اضافه میکند؛ البته تفاوتهای فردی و ژنتیکی در این زمینه طبیعی است. آنچه اهمیت دارد، رشد پیوسته کودک بر روی منحنیهای رشد است، نه مقایسه او با سایر کودکان.
در این دوره، بیشتر کودکان ۲۰ دندان شیری خود را کامل کردهاند یا در آستانه کامل شدن آن هستند. بنابراین رعایت بهداشت دهان و دندان، مسواک زدن با خمیردندان حاوی فلوراید (به مقدار توصیهشده برای سن کودک) و معاینات منظم دندانپزشکی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
افزایش تحرک باعث میشود اشتهای کودک از روزی به روز دیگر تغییر کند. ممکن است یک روز غذای زیادی بخورد و روز بعد اشتهای کمی داشته باشد. تا زمانی که رشد کودک طبیعی است و رژیم غذایی متنوعی دارد، این نوسانات معمولاً طبیعی محسوب میشوند.
* رشد یکنواخت قد و وزن
* افزایش قدرت عضلات
* بهبود تعادل و استقامت
* کاهش ظاهر نوزادی بدن
* تکمیل دندانهای شیری در بیشتر کودکان
* افزایش توانایی انجام فعالیتهای بدنی طولانیتر
والدین بهتر است به جای تمرکز بر مقدار غذای هر وعده، روند رشد کودک، میزان فعالیت، کیفیت خواب و سلامت عمومی او را در نظر بگیرند.
در این سال، کنترل انگشتان و مچ دست به شکل محسوسی افزایش مییابد. کودک میتواند ابزارهای مختلف را با دقت بیشتری در دست بگیرد و فعالیتهایی انجام دهد که نیازمند هماهنگی چشم و دست هستند.
این پیشرفتها، زمینهساز مهارتهایی مانند نوشتن، نقاشی و انجام فعالیتهای روزمره در سالهای بعد خواهند بود.
معمولاً کودک بین ۲ تا ۳ سالگی میتواند:
* برجی با ۸ تا ۱۰ مکعب بسازد.
* دایره را تقلید یا رسم کند (در پایان سه سالگی).
* صفحات کتاب را یکییکی ورق بزند.
* از قاشق و چنگال با مهارت بیشتری استفاده کند.
* درِ ظرفها را باز و بسته کند.
* مهرههای بزرگ را نخ کند.
* قیچی ایمن کودک را با کمک استفاده کند.
* قطعات پازلهای ساده را کنار هم قرار دهد.
* خمیر را فشار دهد، پهن کند و شکلهای ساده بسازد.
* نقاشی با مداد شمعی
* خمیر بازی
* چسباندن برچسب
* پازل
* مکعبسازی
* نخ کردن مهرههای بزرگ
* بازی با گیرههای لباس
* ریختن آب یا حبوبات از ظرفی به ظرف دیگر (با نظارت)
هدف این فعالیتها، افزایش دقت، هماهنگی و کنترل حرکات دست است، نه تولید یک نتیجه بینقص.
بین دو تا سه سالگی، تفکر کودک از آزمون و خطای ساده فراتر میرود. او میتواند بین تجربههای گذشته و موقعیتهای جدید ارتباط برقرار کند، برای حل مشکلات ساده راهحل پیدا کند و درباره اتفاقات اطراف خود سؤال بپرسد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این دوره، رشد سریع تفکر نمادین است. کودک میتواند از یک شیء به جای شیء دیگر استفاده کند؛ مثلاً یک جعبه را ماشین، یک قاشق را هواپیما یا یک تکه چوب را تلفن تصور کند. این توانایی، پایه تخیل، خلاقیت، زبان و یادگیری آینده است.
در این سن، کودک مفهوم شباهت و تفاوت را بهتر درک میکند، رنگها، شکلها و اندازهها را بهتدریج یاد میگیرد و میتواند اشیا را بر اساس ویژگیهای مشترک دستهبندی کند.
پرسیدن مکرر سؤالهایی مانند «این چیه؟»، «کجا؟» و بهویژه در پایان این دوره «چرا؟» نیز نشانه رشد طبیعی کنجکاوی و تفکر است.
* حل مسئلههای ساده
* طبقهبندی اشیا بر اساس رنگ، شکل یا کاربرد
* بازیهای تخیلی پیچیدهتر
* به خاطر سپردن رویدادهای گذشته
* شناخت مفهوم بزرگ و کوچک
* دنبال کردن توالی ساده اتفاقات
* درک روابط علت و معلولی ساده
* به سؤالهای کودک با حوصله پاسخ دهید.
* به جای دادن پاسخ آماده، او را به فکر کردن تشویق کنید.
* کتابهای داستان بخوانید و درباره آنها گفتوگو کنید.
* فرصت ساختن، خراب کردن و دوباره ساختن را فراهم کنید.
* در بازیهای وانمودی همراه او شوید.
کودک در این سن بیش از هر چیز از طریق تجربه، بازی، مشاهده و تعامل با دیگران یاد میگیرد.
رشد زبان در سال سوم زندگی یکی از سریعترین مراحل تکامل کودک است. دامنه واژگان بهسرعت افزایش مییابد و کودک از جملههای کوتاه به جملههای کاملتر و گفتوگوهای دوطرفه میرسد. او اکنون میتواند درباره تجربههای گذشته صحبت کند، خواستههایش را توضیح دهد و سؤالهای متعددی درباره دنیای اطراف بپرسد.
درک زبان نیز پیشرفتهتر میشود. کودک میتواند دستورهای چندمرحلهای را دنبال کند، داستانهای ساده را بفهمد و مفهوم بسیاری از واژههای روزمره را درک کند.
معمولاً کودک بین ۲ تا ۳ سالگی میتواند:
* جملههای سه تا پنج کلمهای بسازد.
* از ضمیرهایی مانند «من» و «تو» استفاده کند.
* درباره اتفاقات روزانه صحبت کند.
* نام بسیاری از اشیا، افراد و حیوانات را بداند.
* سؤالهای فراوان بپرسد.
* شعرها و ترانههای کوتاه را تکرار کند.
* بیشتر گفتارش برای اعضای خانواده قابل فهم باشد.
* هر روز با کودک گفتوگوی واقعی داشته باشید.
* هنگام کتاب خواندن، از او سؤال بپرسید.
* به حرفهایش با دقت گوش دهید و صحبتش را قطع نکنید.
* واژههای جدید را در موقعیتهای واقعی به کار ببرید.
* زمان استفاده از صفحهنمایش را محدود کنید و تعامل چهرهبهچهره را جایگزین آن کنید.
مطالعات نشان میدهند که کیفیت مکالمه بین والدین و کودک، بسیار مهمتر از تعداد اسباببازیهای آموزشی یا برنامههای دیجیتال در رشد زبان است.
سال سوم زندگی، نقطه عطف مهمی در رشد اجتماعی کودک است. اگرچه او هنوز بیشتر به خود و نیازهایش توجه دارد، اما بهتدریج متوجه میشود افراد دیگر نیز احساسات، خواستهها و دیدگاههای متفاوتی دارند. این تغییر، پایه شکلگیری مهارتهایی مانند همکاری، همدلی و دوستی در سالهای آینده است.
یکی از مهمترین تغییرات این دوره، حرکت تدریجی از بازی موازی (بازی در کنار دیگران بدون تعامل زیاد) به سمت بازی تعاملی است. کودک هنوز ممکن است بیشتر وقت خود را صرف بازی مستقل کند، اما کمکم به همکاری، تقلید از همسالان و انجام بازیهای مشترک علاقه نشان میدهد.
در این سن، کودک از بودن در کنار کودکان دیگر لذت میبرد، اما هنوز در نوبت گرفتن، تقسیم وسایل یا حل اختلافها مهارت کافی ندارد. دعوا بر سر اسباببازی، مقاومت در برابر شریک شدن یا ناراحتی هنگام باخت، بخشی طبیعی از روند رشد اجتماعی هستند و به آموزش و تمرین نیاز دارند.
کودک همچنین نسبت به واکنش دیگران حساستر میشود. او از تحسین، تشویق و تأیید والدین و سایر بزرگسالان احساس رضایت میکند و بهتدریج یاد میگیرد رفتار خود را با انتظارات اجتماعی هماهنگ کند.
معمولاً کودک بین ۲ تا ۳ سالگی میتواند:
* در کنار یا همراه سایر کودکان بازی کند.
* بازیهای کوتاه نوبتی را تجربه کند.
* رفتار بزرگسالان و همسالان را تقلید کند.
* برای جلب توجه دیگران داستان تعریف کند یا چیزی را نشان دهد.
* به افراد آشنا محبت نشان دهد.
* نام دوستان یا اعضای خانواده را به خاطر بسپارد.
* قوانین ساده اجتماعی مانند سلام کردن یا خداحافظی را رعایت کند.
* فرصت بازی با همسالان را فراهم کنید، بدون اینکه او را مجبور به تعامل کنید.
* نوبت گرفتن را در بازیهای ساده تمرین کنید.
* هنگام بروز اختلاف، به جای حل فوری مشکل، کودک را برای پیدا کردن راهحل راهنمایی کنید.
* رفتارهای اجتماعی مناسب را با عمل، نه فقط با حرف، آموزش دهید.
* کودک را در فعالیتهای خانوادگی مانند چیدن میز یا جمع کردن وسایل مشارکت دهید.
رشد اجتماعی در این سن بیش از هر چیز در تعاملهای روزمره با خانواده و بازی با همسالان شکل میگیرد.
بین دو تا سه سالگی، دنیای هیجانی کودک پیچیدهتر میشود. او احساسات بیشتری را تجربه میکند، بهتر میتواند آنها را بیان کند و کمکم یاد میگیرد احساسات دیگران را نیز تشخیص دهد. با این حال، مغز او هنوز برای کنترل کامل هیجانها آماده نیست؛ بنابراین واکنشهای شدید هیجانی همچنان طبیعی هستند.
در این دوره، کودک ممکن است در عرض چند دقیقه از خنده به گریه یا از هیجان به عصبانیت برسد. این تغییرات به دلیل نابالغ بودن بخشهایی از مغز است که مسئول تنظیم هیجان هستند.
قشقرق (Tantrum) همچنان ممکن است رخ دهد، اما برخلاف تصور رایج، معمولاً نشانه لوس بودن یا تربیت نادرست نیست. قشقرق اغلب زمانی اتفاق میافتد که کودک خسته، گرسنه، ناامید یا بیش از حد تحریک شده باشد و هنوز نتواند احساسات خود را با کلمات بیان کند.
از سوی دیگر، نشانههای اولیه همدلی نیز بیشتر دیده میشوند. کودک ممکن است وقتی فردی ناراحت است، او را بغل کند، اسباببازیاش را به او بدهد یا درباره ناراحتی او سؤال بپرسد.
* احساسات کودک را نام ببرید: «میبینم ناراحتی چون برجی که ساختی خراب شد.»
* به او اجازه دهید احساساتش را تجربه کند، اما رفتارهای آسیبزننده را محدود کنید.
* هنگام قشقرق، خودتان آرام بمانید.
* بعد از آرام شدن کودک، درباره اتفاقی که افتاده گفتوگو کنید.
* برای بیان احساسات از کتاب، داستان و بازی استفاده کنید.
کودک در این سن بیش از هر چیز از همدلی، ثبات و الگوی رفتاری والدین یاد میگیرد.
میل به استقلال در سال سوم زندگی به اوج خود میرسد. کودک میخواهد بسیاری از کارهای شخصی را بدون کمک انجام دهد و موفقیت در این تجربهها، نقش مهمی در شکلگیری اعتمادبهنفس او دارد.
اگرچه انجام این کارها ممکن است زمان بیشتری ببرد یا با اشتباه همراه باشد، اما فراهم کردن فرصت تمرین، بسیار ارزشمندتر از انجام دادن کارها به جای کودک است.
معمولاً کودک بین ۲ تا ۳ سالگی میتواند:
* با قاشق و چنگال نسبتاً راحت غذا بخورد.
* از لیوان معمولی استفاده کند.
* بخشی از لباسهایش را بپوشد یا دربیاورد.
* کفشهای ساده را بپوشد (بدون بستن بند).
* دستهایش را با کمک بشوید.
* دندانهایش را با نظارت مسواک بزند.
* در جمع کردن اسباببازیها همکاری کند.
* در بسیاری از موارد، آمادگی لازم برای شروع آموزش توالت را نشان دهد.
بین دو تا سه سالگی، بسیاری از کودکان نشانههای آمادگی برای آموزش توالت را بروز میدهند، اما زمان مناسب در هر کودک متفاوت است.
نشانههای آمادگی شامل موارد زیر هستند:
* خشک ماندن پوشک برای دو ساعت یا بیشتر
* اطلاع دادن قبل یا بعد از ادرار یا مدفوع
* توانایی بالا و پایین کشیدن لباس
* علاقه به استفاده از توالت یا لگن آموزشی
* دنبال کردن دستورهای ساده
آموزش توالت نباید با اجبار، تنبیه یا مقایسه با سایر کودکان همراه باشد، زیرا این روشها میتوانند روند یادگیری را دشوارتر کنند.
کودکان در این سن معمولاً به ۱۰ تا ۱۳ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارند. بیشتر آنها شبها بهطور پیوسته میخوابند و برخی هنوز یک خواب کوتاه در طول روز دارند، در حالی که برخی دیگر بهتدریج خواب روزانه را کنار میگذارند.
خواب کافی نقش مهمی در رشد مغز، حافظه، یادگیری، تنظیم هیجان، رشد جسمی و عملکرد سیستم ایمنی دارد.
* ساعت خواب و بیداری تقریباً ثابت باشد.
* قبل از خواب، برنامهای آرام مانند حمام، مسواک زدن و کتاب خواندن داشته باشید.
* از صفحهنمایش در یک ساعت قبل از خواب استفاده نشود.
* اتاق خواب آرام، تاریک و با دمای مناسب باشد.
* اگر کودک از تاریکی یا تنهایی میترسد، با اطمینانبخشی و حفظ روال ثابت به او کمک کنید.
در این سن، کودک میتواند تقریباً همان غذاهای سالم خانواده را مصرف کند. مهمترین هدف، ایجاد عادتهای غذایی سالم است، نه وادار کردن کودک به خوردن مقدار مشخصی غذا.
اشتها ممکن است از روزی به روز دیگر تغییر کند و این موضوع معمولاً طبیعی است. والدین بهتر است مسئول انتخاب غذا، زمان و محل غذا خوردن باشند و کودک تصمیم بگیرد چه مقدار از غذای ارائهشده را بخورد.
* سه وعده اصلی و دو تا سه میانوعده مغذی
* مصرف روزانه میوه و سبزیجات
* غلات کامل
* منابع متنوع پروتئین
* لبنیات متناسب با سن و نیاز کودک
* آب به عنوان نوشیدنی اصلی
* محدود کردن نوشیدنیهای شیرین و خوراکیهای فراوریشده
غذا خوردن در کنار خانواده، بدون تلویزیون یا تلفن همراه، علاوه بر تغذیه سالم، مهارتهای اجتماعی و زبانی کودک را نیز تقویت میکند.
بازی در سال سوم زندگی، مهمترین ابزار یادگیری کودک است. در این دوره، بازیها پیچیدهتر، خلاقانهتر و هدفمندتر میشوند و تقریباً تمام حوزههای رشد را درگیر میکنند.
* کتابخوانی تعاملی
* نقاشی و رنگآمیزی
* خمیر بازی
* بازیهای ساختنی
* پازلهای مناسب سن
* بازیهای وانمودی (آشپزخانه، پزشک، فروشگاه و…)
* موسیقی، شعر و رقص
* بازی با توپ
* دویدن و بازی در فضای باز
* بازی با آب، شن و مواد طبیعی (با نظارت)
در این سن، بازی آزاد اهمیت ویژهای دارد. کودک در بازی آزاد، خلاقیت، حل مسئله، زبان، مهارتهای اجتماعی و تنظیم هیجان را همزمان تمرین میکند.
بهترین اسباببازیها، وسایلی هستند که کودک بتواند با آنها خلق کند، تصور کند، آزمایش کند و بارها به شکلهای مختلف بازی کند.
* مکعبهای ساختمانی
* لگوهای درشت
* پازلهای ساده
* کتابهای داستان و تصویری
* عروسک و حیوانات اسباببازی
* ست آشپزخانه، ابزار یا پزشک
* ماشین و قطار
* توپ
* مداد شمعی، ماژیک قابل شستوشو و کاغذ
* خمیر بازی
* اسباببازیهای مناسب بازی در فضای باز
در مقابل، اسباببازیهای الکترونیکی که فقط با فشار یک دکمه صدا یا نور تولید میکنند، معمولاً فرصت کمتری برای خلاقیت و یادگیری فعال فراهم میکنند.
سال سوم زندگی فقط به رشد قد و وزن محدود نمیشود. در این دوره، پزشک علاوه بر سلامت جسمی، روند تکامل کودک را نیز ارزیابی میکند تا مطمئن شود رشد او در تمام زمینهها بهطور طبیعی پیش میرود.
در ویزیتهای دورهای، معمولاً موارد زیر بررسی میشوند:
* اندازهگیری قد، وزن و شاخص توده بدنی (BMI) و مقایسه با منحنیهای رشد
* ارزیابی تغذیه و عادتهای غذایی
* بررسی کیفیت خواب
* ارزیابی رشد حرکتی درشت و ظریف
* بررسی رشد زبان و مهارتهای ارتباطی
* ارزیابی رشد شناختی، اجتماعی و هیجانی
* بررسی وضعیت بینایی و شنوایی در صورت نیاز
* معاینه دهان و دندان و تأکید بر مراقبتهای دندانی
* بررسی وضعیت واکسیناسیون بر اساس برنامه ملی
در این سن، پزشک ممکن است درباره رفتارهای کودک، بازی کردن، تعامل با دیگران، آموزش توالت، استفاده از صفحهنمایش و شرایط محیط زندگی نیز سؤال کند، زیرا همه این عوامل بر رشد کودک تأثیر میگذارند.
همچنین اگر در ارزیابیهای قبلی نگرانیهایی درباره رشد زبان، حرکت، شنوایی یا رفتار وجود داشته باشد، ممکن است کودک برای بررسیهای تکمیلی به متخصصان مربوط ارجاع داده شود.